اما صاحب مسكّن الفؤاد گفته كه :
با وجود شناخت صبر چنين ، جزع وبي تأبى بدتر است از اين ؛ چه ، نفوس ناس ميل به اخلاق معاشر ومخالط مىدارند وبر تتبّع أوضاع ظاهري يكديگر همّت مىگمارند ، پس گاه شود كه عمل ظاهري اين شخص سبب صبر واقعي ديگرى گردد وبه اين سبب آن ديگرى منتفع شود ، هر چند كه اين شخص فايده نبرد . « 1 »
وهو كما ترى .
دوم : صبر زهّاد وعبّاد وسالكان راه تقوا وسداد است / 40 / كه منظورى ندارند مگر تحصيل ثواب از جناب حضرت وهّاب ودر شأن ايشان نازل شده : « إِنَّمَا يُوَفَّى الصبِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ » « 2 » .
سيم : صبر أصحاب عرفان وخلّص مؤمنان است ؛ چه بعض ايشان بنا بر تصديق اين كه افعال حضرت حكيم ، مقرون است به صلاحى عظيم ونفعي عميم وتصور اين كه ايشان را به كرامت خصوص آن بلا سرافراز وبين الاقران ممتاز فرمودهاند ، لذّتى از مكروه ظاهري بر مىدارند وطريق سجدات شكر به قدم پيشانى مىسپارند واين نوع را رضا مىنامند ومتصف به آن را مصداق كريمهء
« وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ »
« 3 » مىدانند ؛ حاصل ترجمه - واللَّه يعلم - اين كه : « بشارت بده - اى محمد - صبر كنندگان آن چنانى را كه هرگاه مصيبتى در مال يا جان به ايشان رسد وخار اندوه ومحنتى از مكاره اين جهان به خاطرشان خلد گويند كه : به درستى كه ما مملوك خداييم وبه درستى كه ما سوى أو تعالى بازگشت كنندگانيم . اين جماعت صابران بر ايشان است صلوات از جانب پروردگار عالميان ورحمت فراوان وايشاناند راهيافتگان » ، وتتمّهء توضيح كلمات اين وتأويلى كه براي آن مروى است ، در كتاب إكمال الدين مفصَّلًا مذكور است ، در باب ششم كتاب فرح الحزين كمترين .
هامش
( 1 ) . ر . ك : مسكن الفؤاد ، ص 39 - 41 .
( 2 ) . سورهء زمر ، آيهء 10 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيات 155 - 157 .