واللَّه يعلم - : وآن جمعى كه صبر كردند بر مكان نفس ومخالفت هوا براي طلب رضاى پروردگار خود نه به سمعه وريا ، وبه پاى داشتند نماز مفروضه را ، ونفقه دادند بعضي از آنچه به ايشان داده بوديم پنهان وآشكار ، ودفع كردند به نيكويى بدى را » .
علي بن إبراهيم از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه : حضرت رسالت پناه صلى الله عليه وآله به مرتضى على فرمودند كه : اى على ! هرگاه تو كار بدى بكنى ، در عقب آن كار نيكى بكن تا آن كار نيك محو كند اين كار بد را . بر تو است اى على كارهاى خوب ؛ زيرا كه كار نيك دفع مىكند اقسام بدىها را . « 1 »
واين موعظهء حضرت رسالت پناه صلى الله عليه وآله نسبت به مرتضى علي عليه السلام به جهت آن نبود / 36 / كه از أو كار بدى ناشى مىشده ، بلكه اين قول به واسطه تأديب ديگران بود ؛ ومؤيِّد اين حديثي است كه درتفسير علي بن إبراهيم رحمه الله از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه : روزى أمير المؤمين عليه السلام روبهروى حضرت رسالت پناه صلى الله عليه وآله آمد در وقتي كه آن حضرت دست مبارك خود را بر دوش عبّاس گذاشته بود . أمير المؤمنين عليه السلام چون نزديك رسيد ، حضرت رسالت پناه صلى الله عليه وآله أو را در بغل گرفت وميان دو چشم أو را بوسيد ، پس عبّاس بر أمير المؤمنين عليه السلام سلام كرد وحضرت سلام خفيفى فرمود كه مشعر بر تعظيم وتكريم عبّاس چنانچه متوقّع أو بود نبود . عبّاس غضبناك شده گفت : اى رسول خدا ! على كبر را نمىگذارد ! حضرت فرمود : اى عبّاس ! در حق على اين نوع گفتگو مكن ؛ زيرا كه من قبل از اين به اندك زماني جبرئيل را ديدم ، جبرئيل گفت : ملاقاة كردند با من دو فرشته كه موَّكل بر مرتضى علىاند وايشان گفتند كه از آن روزى كه على متولد شده تا اين زمان ، ما ننوشتهايم در صحيفهء اعمال أو بدى را . « 2 »
بالجملة ترجمهء همهء آيت اين است كه : « آن گروهِ موصوف به صفات مذكوره ، مر ايشان راست سرانجام نيكو در آن سراى كه مراد از آن جنّت است ، يا مر ايشان راست سرانجام نيك در دار دنيا كه مراد از آن نيز جنّت است . آن سرانجام نيكو جنّات عدن است يعنى بهشتهاى با أقامت كه واردين براي هميشه در آن جا مقيم باشند » .
هامش
( 1 ) . تفسير القمّي ، ج 1 ، ص 364 ؛ بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 242 ، ح 2 وج 77 ، ص 118 ، ح 10 .
( 2 ) . تفسير القمّي ، ج 1 ، ص 364 ؛ بحار الأنوار ، ج 38 ، ص 65 ، ح 2 .