بهشت عنبر سرشت وبه درستى كه ما هر آيينه مىفرستيم سوى محبّان ما خوبهاى شيعه ما را كه برچينيد ايشان را از ميان أهل عرصات ، چنانچه مرغى دانه برچيند ونقل مىكنند ايشان را سوى جنان در حضور ما .
وزود باشد كه يكى از مقصّران شيعهء ما را بياورند كه تقصير كرده در اعمال شرعيه بعد از آن كه اهتمام نموده [ است ] در موالات وتقيه ورعايت حقوق برادران ، پس وا داشته شود به إزاء صد كس وبيشتر تا صد هزار كس از جملهء ناصبيان ودشمنان أهل بيت عليهم السلام پس گفته شود به آن شيعهء مقصّر كه اينها فداى تواند از آتش . پس آن شيعه را به بهشت برند وآن ناصبيان را در عوض أو به دوزخ افكنند واين است مضمون قول حق تعالى :
« رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ »
« 1 » ( ترجمه - واللَّه يعلم - : بسيار باشد كه دوست دارند كافرانِ به ولايت اين را كه در دنيا مطيع ومنقاد مىبودند براي امامت ) تا مخالفان ايشان را فداى ايشان مىكردند وبه جهنم مىبردند » « 2 » انتهى .
واز اين عبارات ظاهر شد كه أئمة : گاهى شيعه را بر محبّ مقصّر اطلاق فرمودهاند ؛ ودفع منافاة به اين وجه ميسّر است كه آنچه در اين حديث وأمثال آن است محمول بر معنى لغوى يا عرف عام است وآنها كه در فصل سابق گذشت مبنى بر عرف أئمة عليهم السلام است ، واللَّه يعلم .
قوله : الأبرار
صفت « شيعتكم » است كه بيان ايشان الحال گذشت ، ليك اگر مراد به « شيعتكم » معنى لغوى يا عرفى عام باشد ، صفت مقيِّده است مثل « زيد الفاضل فعل كذا » واگر معنى عرف خاص كه مصطلح ائمّه عليهم السلام است باشد ، صفت مؤكَّده است مثل « أمس الدابر يوم عظيم » .
وبر هر تقدير « ابرار » يا جمع بَرّ است - به فتح باء وشدّ راء - به معنى نيكو ويا جمع بارّ است « 3 » به معنى نيكوكار . ومراد زوّار از توصيف شيعه به ابرار در اين مكان اين است كه قرار دهد خداوند عالميان منزل ومأواى ايشان را در أعلى مدارج جنان كه
هامش
( 1 ) . سورهء حجر ، آيهء 2 .
( 2 ) . التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام ، ص 241 .
( 3 ) . ر . ك : لسان العرب ، ج 9 ، ص 242 ؛ مجمع البحرين ، ج 5 ، ص 93 ( عرف ) .