تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
رسانيد كه : شنيدم از پدرت عليه السلام مىفرمود كه : سزاوارتر روزى كه بنده بايد در آن مسرور وخوش حال باشد روزى است كه به يُمن توفيق الهى أنواع صدقات ومبرّات را جارى سازد وبه سدّ خلل‌ها ونقصان‌هاى برادران مؤمن خود بپردازد . وبه درستى كه امروز ده نفر از فقراى برادران من كه صاحبان عيال بودند ، از فلان بلد قصد من نمودند ، پس به هر كدام فلان قدر دادم وبه آن سبب خوش وقت وخوش حالم . پس حضرت امام محمّد تقى عليه السلام فرمود كه : قسم به عمر خودم كه تو سزاوار به اين سُرور وخوش حالي هستى به شرط اين كه قبل از اين كلام احباط ثواب آن نكرده باشى يا بعد از اين احباط آن نكنى . پس آن مرد عرض كرد كه چگونه احباط آن مىشود وحال آن كه از جملهء خلّص شيعيانم ؟ ! حضرت فرمود كه : هاه . اين لفظ در نسخهء تفسير كه به نظر فقير رسيد . به دو هاء هوّز ويك الف ميان آنهاست وأهل لغت براي آن لغات ومعاني نقل كرده‌اند كه تفصيلش مفضى به تطويل مىشود وانسب در اين مقام آن است كه براي زجر ومنع باشد . بعد از آن فرمود كه : به تحقيق باطل كردى احسان خودت را به اخوان وأصدقاء . آن مرد عرض كرد كه چگونه باطل كردم آن را اى پسر رسول خدا صلى الله عليه وآله ؟ آن حضرت فرمود كه : بخوان آيت
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذى »
« 1 » ترجمه - واللَّه يعلم - : « اى جمعى كه ايمان آورديد ! صدقات خود را به منّت گذاشتن وآزار كردن باطل مكنيد » . عرض كرد كه : من منّتى بر ايشان نگذاشتم وآزارى به ايشان نرسانيدم ! آن حضرت عليه السلام گفت كه : حق تعالى فرمود كه : صدقات خود را به منّت وآزار باطل مكنيد ونگفت كه به سبب منّت گذاشتن وآزار كردن آن جمعى كه تصدّق به ايشان داده‌ايد باطل مكنيد ، مراد اين است كه ظاهر اطلاق آيت دليل است بر بطلان صدقه به هر قسم منّت واذّيتى كه بر آن مترتّب شود . خبر ده مرا كه آزار كردن تو آن جمع را عظيم‌تر است يا آزار كردن حافظان اعمال تو وملائكهء مقرّبين كه در حوالي تو مىباشند يا آزار كردن تو ما را ؟ عرض كرد كه : بلكه آزار كردن شما أعظم است اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه وآله ! آن
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 264 .