كه نقل شد ، پس ظاهر اين است كه از كاتبان آن تفسير اشتباهى شده وبايد آيهء مذكوره در آن موافق آيت سورهء يس ورجل از قال مفصول باشد ، واللَّه يعلم .
دوازدهم : جامع تفسير حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام كه مكنّى به أبى يعقوب ومسمّى به على سيّار است رضي الله عنه گويد : « شبى بر غرفهاى كه حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام در آن تشريف شريف داشت حاضر شدم وبود پادشاه آن زمان كه معتمد عباسى است كه تعظيم آن حضرت عليه السلام بسيار مىكرد وهر يك از گماشتگان ومعتمدان أو نيز به شرايطتعظيم به تقديم مىآورد ، ناگاه مرور نمود به ما والى جسرين » .
فقير گويد كه : جِسرِين - به كسر جيم وسكون سين سعفص وكسر راء قرشت وياء ونون - بلدي است در شام على ما في القاموس « 1 » و - به فتح جيم وكسر آن وفتح راء - تثنيهء جِسر است كه بر روى آب مىكشند / 32 / وبر آن عبور مىكنند ودر اين مقام هر دو محتمل واوّل اظهر است . وبنا بر ثاني ممكن است كه مراد به « جسرَين » جسر بغداد وجسر حلّه باشد .
بالجملة راوي گفت كه : آن والى به ما مرور نمود وبا أو مردى بود كه دو شانهء أو را بسته بود وحضرت امام حسن عسكرى عليه السلام در مكان بلندى نظاره مىفرمود . چون والى أو را ديد ، از مركب خود پياده گرديد براي تعظيم آن حضرت ، پس حضرت عسكرى عليه السلام به والى فرمود : عود كن به مكاني كه داشتى ، يعنى سوار شو . پس عود كرد آن مرد بر حالي كه تعظيم آن حضرت را به جاى مىآورد وگفت : يا ابن رسول اللَّه ! اين مرد را امشب گرفتم بر در دكان صرّافى ومتّهم مىدانم أو را به اين كه مىخواست كه نقيبى به آن دكان ببرد وچيزى بدزدد ، وپس أو را گرفتم ومىخواستم كه پانصد تازيانه بزنم واين است طريق سلوك من دربارهء كسى كه أو را متّهم دانم از آن جمعى كه ايشان را مىگيرم ؛ تا اين كه باشد آن شخص كه خار وخفيف شده باشد به بعض گناههاى خود پيش از آن كه كسى شفاعت أو كند كه من تاب مدافعهء آن كس نداشته باشم .
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 1 ، ص 520 .