وصاحبان دوستى من ! بالا بياييد » واين كلام را به جهت تعظيم مكرر فرمود تا وقتي كه ايشان را در پهلوى خود نشاند . بعد از آن از آن حاجب پرسيد كه : چند مرتبه ايشان را برگردانيدى ؟ گفت : شصت مرتبه . آن حضرت فرمود كه : تو هم شصت مرتبهء متوالى برو به ديدن ايشان وسلام كن بر ايشان وسلام مرا برسان ، پس به تحقيق گناههاى خود را به استغفار وتوبه محو كردند وبه سبب محبت ما وموالات ما مستحق كرامت گشتند . پس تفقُّد كارهاى ايشان وعيالات ايشان را به جا آر ووسعت نفقات ومبرّات وانعامات ودفع مضرّات را از ايشان لازم شمار . « 1 »
تنبيه [ ( در فرق ميان شيعه وموالى ) ]
شيخ شهيد رحمه الله در قواعد گفته كه :
تقيه منقسم مىشود به انقسام احكام خمسه : پس واجب در وقتي است كه معلوم يا مظنون باشد كه [ از ] ترك آن ضررى به آن شخص يا به بعض مؤمنين مىرسد ومستحب در وقتي است كه توهّم ضرر سهلى كند ، امّا خوف از ضرر دنيوي واخروى نداشته باشند يا اين كه تقيه در مستحبى كند مثل ترتيب در تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام يا ترك بعضي فصول اذان . ومكروه تقيّهاى است در مستحب در وقتي كه ضرر دنيوي واخروى بر آن مترتب نشود وخوف التباس بر عوام باشد . وحرام ، تقيهاى است در واجب / 30 / وقتي كه از ضرر دنيوي واخروى ، خاطر جمع باشد يا در كشتن مسلمانى وحضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرمود كه :
جز اين نيست كه قرار داده شد تقيه براي اين كه محفوظ ماند خونها ، پس هرگاه كار به خون رسيد پس تقيه نمىكنيد . « 2 » ومباح تقيهاى است در بعضي مباحات كه عوام ترجيح آنها دهند وضررى بر ترك آنها مترتب نشود « 3 » - انتهى ترجمة ما في القواعد - .
يازدهم : مردى به خدمت حضرت امام محمّد تقى عليه السلام رسيد وآن حضرت أو را مسرور وخوش وقت ديد ، پس سبب آن سُرور را از أو پرسيد ؟ آن مرد به عرض
هامش
( 1 ) . التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام ، ص 312 ، ح 159 ؛ الاحتجاج ، ج 2 ، ص 440 ؛ بحار الأنوار ، ج 65 ، ص 157 ، ذيل ح 11 .
( 2 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 220 ، ح 16 ؛ المحاسن ، ج 1 ، ص 259 ، ح 310 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 234 ، ح 21445 .
( 3 ) . القواعد والفوائد ، ج 2 ، ص 158 .