بعد از آن كه مشاهدهء معجزهء عصاي موسى عليه السلام كردند ، ايمان به أو آوردند ودست از تبعيّت فرمان فرعون برداشتند وهمّت بر مطاوعت ومتابعت موسى گماشتند وانقياد كردند محنتهايى را كه به ايشان نازل گرديد . پس فرعون ايشان را رافضه ناميد به سبب اين كه ترك دين أو نمودند . پس رافضي كسى است كه اجتناب از كل مكروهات الهى را لازم شمرد وطريق ارتكاب كل مأمورات را كما هي سپرد . پس كجاست در اين زمان كسى كه صاحب اين خصلت باشد ؟ ! كه گريه كردم بر خودم به سبب ترس از اين كه خداى تعالى مطّلع باشد بر حال دلم وحال آن كه اين لقب رافضي را بر خود بسته باشم ، پس حق تعالى با من عتاب كند وگويد : اى عمار ! آيا ترك باطلها كردى وروى به طاعتها آوردى به دستوري كه حضرت صادق عليه السلام به تو فرمود ؟ پس در اين وقت در ادراك درجات مقصّر خواهم بود اگر حضرت كريم / 28 / با من مسامحه نمايد ، ومستوجب عقاب شديد خواهم بود اگر با من مناقشه فرمايد ، مگر اين كه امامانى كه بر من صاحبان فرماناند ، دربارهء من شفاعت كنند .
واما گريهء من بر تو پس به سبب بزرگى دروغ توست در اين كه ناميدى مرا به نامى كه نام من نيست « 1 » ومىترسم بر تو از عذاب الهى ؛ به سبب اين كه گردانيدى بهتر نامها را كه « رافضي » است بدتر دشنامها . چگونه صبر خواهد كرد بدن بر عذاب اين سخن تو ؟ ! پس حضرت صادق عليه السلام فرمود : اگر بر عمّار بزرگتر از آسمانها وزمينها گناهها بود ، هر آيينه به بركت اين كلمات آنها را زدود وخداى عز وجل ، به بركت اينها حسناتش را افزود ، حتّى اين كه قدرى از حسناتش را كه هموزن خردله بود ، به هزار مرتبه بزرگتر از دنيا فرمود . « 2 »
وفقير گويد كه : وجه تسميهء شيعه به رافضه به همين مضمون - اما مفصّلتر از اين - مذكور است در كتاب الروضة كلينى بعد از خطبهء طالوتيّه . « 3 »
نهم : مردى به خدمت حضرت امام موسى كاظم عليه السلام عرض كرد كه : در بازار بر
هامش
( 1 ) . نسخه : « هست » ، كه ظاهراً اشتباه است .
( 2 ) . التفسير المنسوب إلى الإمام العسكريّ عليه السلام ، ص 309 ، ح 156 ؛ بحار الأنوار ، ج 65 ، ص 156 ، ذيل ح 11 .
( 3 ) . ر . ك : الروضة من الكافي ، ص 33 به بعد .