« والمقرّ معكم » بيان مىشود .
قوله : والسلام عليكم
سلام در أصل گاهى مصدر مجرَّد است به معنى بي عيب وآزار بودن وگاهى اسم مصدر باب تفعيل است به معنى سالم داشتن از مكروهات . وبه هر دو معنى اطلاق مىشود بر ذات أقدس الهى بنابر مبالغه ، چنانچه در « زيد عدل » گفتهاند « 1 » يا بنابر تأويل آن به اسم فاعل .
وأستاذ قدس سره در شرح صافي « باب حدوث الأسماء » گفته كه :
سلام در أصل مصدر است به معنى بي آزار بودن ، ومستعمل مىشود به معنى آنچه از جانب آن ضررى نباشد واگر ضررى كسى را به وسيلهء آن به هم رسد ، از مخالفت آن باشد ، مثل عدالت ومثل عهد الهى . وچون سلام محمول نشود بر سلام ، مراد اين است كه صاحب أعلى مراتب عدالت است وبه اين اعتبار مخصوص اللَّه تعالى است مثل « إنّ ربّي هو السلام » « 2 » وچون محمول شود بر فعلى ، مراد اين است كه مشتمل است بر عدالت ، مثل « اللّهمّ منك السلام » « 3 » وچون محمول شود بر غير آنها ، به معنى « بي آزار » است ، مثل
« قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ »
« 4 » انتهى .
وفقير گويد كه در سلام در اين قسم مقام چند قول است ميان علماى اعلام :
فاضل مجلسي رحمه الله در كتاب أربعين گفته كه :
در بعض اخبار مروى است كه معنى سلام بر أئمة ، سلامت خودشان وسلامت دين وسلامت شيعيان ايشان است در زمان قائم آل محمّد عليهم السلام « 5 » انتهى .
وصاحب مجمع البحرين گفته كه :
هامش
( 1 ) . ر . ك : العين ، ج 7 ، ص 265 ؛ لسان العرب ، ج 12 ، ص 289 ؛ مجمع البحرين ، ج 6 ، ص 83 ( مسلم ) .
( 2 ) . ر . ك : الكافي ، ج 1 ، ص 281 ، ح 4 ؛ بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 479 ، ح 28 .
( 3 ) . ر . ك : الكافي ، ج 2 ، ص 585 ، ح 24 ؛ وج 3 ، ص 476 ، ح 1 ؛ الفقيه ، ج 1 ، ص 559 ، ح 1548 ؛ التهذيب ، ج 6 ، ص 56 .
( 4 ) . سورهء أنبياء ، آيهء 69 .
( 5 ) . ر . ك : بحار الأنوار ، ج 86 ، ص 236 .