اين باشد / 21 / كه چنانچه توفيق اين حضور به فضل تو منوط است ، وفاى به آن وعده نيز به آن فضل مربوط است .
قوله : فأنجز لنا موعدهم
موعد يا مصدر ميمى وأشارت است به وعدهاى كه اللَّه تعالى در شأن أوصياء كرده كه شيعيان وزُوّار ايشان را به سعادت ابدى فايز گرداند ؛ چنانچه براي زيارة هر امامي فضلى عظيم وثوابي جسيم در مظانّ آن مروى است . ويا اسم زمان وأشارت است به حالت رجعت كه أئمة عليهم السلام رجوع به زمين خواهند نمود وفرمانفرمايى خواهند فرمود ومؤمنان كه قبل از آن مرده باشند ، زنده شده ، نصرت ايشان خواهند نمود ؛ موافق آنچه در توضيح فقرهء « والفوز في كرّتكم » مىآيد ، إن شاء اللَّه تعالى .
قوله : غيرَ محلِّئين . . . الخ
غير ، حال است از ضمير منصوب در « أوردنا » يا ضمير مجرور در « موردهم » به اعتبار اين كه در معنى مفعول مضاف است . ومحلِّئين - به فتح حاء حطّى وشدّ وفتح لام وكسر همزه - مأخوذ است از « حلّأتُ الإبلَ عن الماء » « 1 » يعنى دور كردم شتر را از آب . وگاهى همزهء آن ابدال به ياء مىشود تخفيفاً ، چنانچه در « قرأتُ » مىگويند « قَرَيتُ » ودر نسخههاى معتمدهء اين زيارتنامه همزه مكتوب است ، اما در نسخهء عتيقهء كتاب اقبال محلِّيين به دو ياء ضبط شده ودر بعض نسخ به يك ياء نيز به نظر رسيده وآن مبنى است بر ابدال ياء لام الفعل به الف واسقاط آن به التقاء ساكنين وعلى التقادير « عن وِردٍ » متعلّق است به محلِّئين .
قوله : دار المقامة والخلد
مقامه - به ضمّ وفتح ميم - مصدر [ است ] ودار المقامة عبارت است از بهشت كه جاى ايستادن هميشگى است وأشارت است به كريمهء
« الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ »
« 2 » كه در ذيل
هامش
( 1 ) . ر . ك : العين ، ج 3 ، ص 296 ؛ لسان العرب ، ج 1 ، ص 59 ؛ مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 107 ( حلأ ) .
( 2 ) . سورهء فاطر ، آيهء 35 .