تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
ودر اين وقت مراد به أولياء يا خصوص مزور است ويا همهء ائمهء هدى - عليهم التحيّة والثناء - به اعتبار اين كه ايشان نسبت به هر يك از رعيّت خود قائم مقام أو بلكه از قبيل آباء كرام‌اند ولهذا تعبير از ايشان به « الذين » شده در قرآن ؛ چنانچه مروى است در تفسير كريمهء
« وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً »
« 1 »
*
. ومناسبت اضافهء أولياء به اين معنى به خداوند خبير ظاهر شد از اين تقرير . ومحكى است كه مراد به « مشهد » مكان شهادت به معنى كشته شدن در راه خدا ومراد به « أولياء » خصوص آن مزور باشد يا مجموع ائمهء هدى عليهم السلام وتعبير از ايشان به أولياء يا به اعتبار اوْلى به تصرّف بودن ويا به اعتبار نصرت ويا به اعتبار محبت ويا به اعتبار قيمومت باشد . وبالجملة اگر متذكر احتمالات معروضه در اين عبارات شوى وآنها را در يكديگر ضرب ومجموع را در محتملات عبارت سابقه نيز ضرب كنى ، وجوه محتمله در اين كلامِ بلاغت آثار افزون خواهد بود از ده هزار ؛ تركنا التفصيل كراهة التطويل . اگر گويى كه : ارادهء خصوص آن [ يك ] مزور از لفظ أولياء - چنانچه لازم مىآيد در بعضي صورت‌ها - بر جواز تعبير از مفرد به لفظ جمع مبتنى است واين بدون نكته صحيح نيست ؛ گوييم كه شايد نكته در اين مقام تعظيم آن مزور عليه السلام باشد ، چنانچه شيخ طبرسى رحمه الله در ذيل كريمهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
الخ التزام كرده « 2 » ؛ چه اوّلًا نقل كرده كه صاحب كشّاف بعد از اعتراف به اين كه مراد به
« وَالَّذِينَ آمَنُوا » *
الخ در اين آيت غير علي عليه السلام نيست ، گفته كه نكتهء جمعيت در آن اين است كه مردم رغبت در چنين فعلى كنند وبدانند كه سجيّت مؤمن مىبايد بر اين وجه باشد كه در اثناى نماز نيز رغبت در برّ واحسان نمايد . وثانياً گفته [ است ] كه : « قد اشتهر في اللغة العبارة عن الواحد بلفظ الجمع للتعظيم ، فلا يحتاج إلى الاستدلال عليه » . « 3 » وفقير گويد كه بيايد آنچه در باب « ما نصّ اللَّه عز وجل ورسوله على الأئمّة عليهم السلام . . . الخ » از
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 83 ؛ سورهء نساء ، آيهء 36 ؛ سورهء انعام ، آيهء 151 ؛ سورهء اسراء ، آيهء 23 . ( 2 ) . ر . ك : تفسير مجمع البيان ، ج 3 ، ص 364 . ( 3 ) . الكشّاف ، ج 1 ، ص 649 ؛ ور . ك : شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 161 - 184 ؛ تفسير الطبري ، ج 6 ، ص 288 .
ميراث حديث شيعه — صفحة 411 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى