كافران در اين ماه حرام است ورجب ماه خدا است وشعبان ماه من است وماه رمضان ماه امّت من است . كسى كه يك روز از ماه رجب روزه دارد ، مستوجب خوشنودى بزرگ خدا گردد وغضب الهى از أو دور شود ودرى از درهاى جهنم بر روى أو بسته گردد . « 1 »
وابن بابويه رحمه الله به سند معتبر از سالم روايت كرده كه گفت : در أواخر ماه رجب به خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيدم . آن حضرت چون مرا ديد پرسيد كه : آيا روزه گرفته [ اى ] در اين ماه ؟ گفتم : نه واللَّه اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه وآله ! فرمود كه : آن قدر ثواب از تو فوت شده كه قدر آن را كسى نمىداند غير از خدا ؛ به درستى كه اين ، ما هي است كه خداى تعالى آن را بر ماههاى ديگر فضيلت داده وحرمت آن را عظيم شمرده وبراي روزهء آن ، گرامى داشتن را بر خود واجب گردانيده [ است ] . پس عرض كردم كه : اگر در باقي اين ماه روزه بدارم آيا به بعض ثواب روزهداران آن فايز مىگردم ؟ آن حضرت فرمود كه : اى سالم ! هر كه يك روز از آخر اين ماه را روزه بدارد ، خدا أيمن كند أو را از سكرات مرگ واز هول بعد از مرگ واز عذاب قبر ، وهر كه دو روز آخر اين ماه را روزه بدارد بر صراط به آسانى گذرد وهر كه سه روز آخر اين ماه را روزه بدارد ، أيمن گردد از ترس بزرگ روز قيامت واز شدتها وهولهاى آن روز وبرأت بيزارى از آتش جهنم به أو عطا شود . « 2 »
دوم : اين كه اوّل ماه مبارك است ؛ چنانچه در زاد المعاد از حضرت رسول صلى الله عليه وآله منقول است كه : هر كه حرمت ماه رجب وشعبان را بداند ووصل كند روزهء آنها را بر روزهء ماه مبارك رمضان ، اين ماههاى مبارك ، در روز قيامت گواهان أو باشند نزد حق تعالى ودر آن / 10 / روز منادى ندا كند از أفق أعلى كه : اى رجب وشعبان وماه رمضان ! چگونه بوده است عمل اين بنده در شماها وطاعت أو از براي خدا ؟ همهء آن ماهها گويند كه : اين بنده توشه گرفت در ماهها يارى بر طاعت تو را واستمداد فضل ورحمت از تو نمود وسعى بسيار در طلب خشنودى تو كرد وتا توانست اهتمام در تحصيل محبت تو نمود . پس گواهى دهند ملائكهاى كه موكلاند بر اين ماهها كه : ما نيافتيم اين بنده را مگر طلب كنندهء طاعت وخشنودى تو واميدوار رحمت وآمرزش تو وآنچه را كه نهى كرده بودى ترك كرد وآنچه را كه از أو طلبيده بودى به جاى آورد وروزهء كامل براي تو داشت
و
هامش
( 1 ) . ر . ك : ثواب الأعمال ، ص 54 ؛ فضائل الأشهر الثلاثة ، ص 24 ؛ الإقبال ، ص 62 .
( 2 ) . الأمالي ، صدوق ، ص 15 ، ح 7 ؛ بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 32 ، ح 6 .