رباعي
گفتم به كدام روى از اين ره گذرم * يا با چه عمل طريق مقصد سپرم
گفتا كه خداوند ، كريم است ورحيم * نوميد مشو كه نا اميدت نبرم
فصل چهاردهم : در شرح فقرهء چهاردهم از فقرات دعاى شريف
وآن نيز مشتمل است بر تأسّفى ، ودو تزيين ، ويك مطلب :
تأسف
دلا ! به ديدهء عبرت به حال خود نظري كن * رسيد وقت سفر خيز وفكر همسفرى كن
قدم قدم همه دام است اين جهان ، چو نخواهى * به دام حادثه پا بست ، خود از أو حذرى كن
به اين بضاعت مزجات سوى مصر قيامت * عزيز من نتوان رفت چارهء دگرى « 1 » كن
ره طويل به اين توشهء قليل سپردن * كجا رسد به نهايت خيالِ با ثمرى كن
براي روز پراكندگى اگر بتوانى * ترحمى تو به سوى غريب دربهدرى كن
كنون كه دسترست هست درد خويش مداوا * به دستگيرى شخص فقير خون جگرى كن
ز بهر آن كه نگردد يتيم ، طفل عزيزت * نوازشى به يتيم ضعيف بىپدرى كن
هامش
( 1 ) . مخطوط : ديگرى .