تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
رباعي
گفتم به كدام روى از اين ره گذرم * يا با چه عمل طريق مقصد سپرم گفتا كه خداوند ، كريم است ورحيم * نوميد مشو كه نا اميدت نبرم

فصل چهاردهم : در شرح فقرهء چهاردهم از فقرات دعاى شريف

وآن نيز مشتمل است بر تأسّفى ، ودو تزيين ، ويك مطلب : تأسف
دلا ! به ديدهء عبرت به حال خود نظري كن * رسيد وقت سفر خيز وفكر همسفرى كن قدم قدم همه دام است اين جهان ، چو نخواهى * به دام حادثه پا بست ، خود از أو حذرى كن به اين بضاعت مزجات سوى مصر قيامت * عزيز من نتوان رفت چارهء دگرى « 1 » كن ره طويل به اين توشهء قليل سپردن * كجا رسد به نهايت خيالِ با ثمرى كن براي روز پراكندگى اگر بتوانى * ترحمى تو به سوى غريب دربه‌درى كن كنون كه دسترست هست درد خويش مداوا * به دستگيرى شخص فقير خون جگرى كن ز بهر آن كه نگردد يتيم ، طفل عزيزت * نوازشى به يتيم ضعيف بىپدرى كن
هامش
( 1 ) . مخطوط : ديگرى .