وَالْقَضَاءُ هُوَ الإبرَامُ وَإقَامَةُ الْعَيْنِ « 1 » .
يعنى : اى يونس ! مىدانى چه چيز است مشيت ؟ گفتم : نمىدانم . فرمودند :
مشيت ذكر أول است ، پس فرمودند : مىدانى چه چيز است اراده ؟ عرض كردم :
نمىدانم . فرمودند : آن عزيمت بر چيزى است كه خدا مىخواهد . پس فرمودند :
مىدانى چه چيز است قدر ؟ عرض كردم : نمىدانم . فرمودند : قدر هندسه ووضع حدود است از بقا وفنا . پس فرمودند : وقضاى الهى عبارت است از « ابرام » يعنى محكم نمودن وبر پاداشتن عين چيزى را كه اراده ايجاد آن نموده ، ودر معنى « خلق لوح محفوظ ونقوش ثابتهء در آن » نيز استعمال شده .
وبر اين معنى حمل شده است حديثي كه از حضرت امام رضا عليه السلام روايت شده :
خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِيَّةَ بِنَفْسِهَا ، ثُمَّ خَلَقَ الأَشْيَاءَ بِالْمَشِيَّةِ « 2 » .
يعنى آفريد خداوند عالم لوح محفوظ ونقوش ثابتهء در آن را بىلوح محفوظ ديگر ونقش ديگر ، وآفريد ساير چيزها را به سبب لوح محفوظ ونقوش مرتسمهء در آن ، واين مناسب قول آن حضرت است كه فرمودند :
أَبَى اللَّهُ أنْ يُجْرِيَ الأَشْيَاءَ إلّابِأَسْبَابِهَا .
ومؤيد استعمال مزبور است نيز حديثي كه روايت نمود بعضي از علماى معاصرين قراءةً ومدعى آن بودند كه در بعضي از كتب اخبار نيز مسطور است :
أوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ المَشيَّة « 3 » .
وبنابراين لوح محفوظ عبارت از صادر أول است كه در بعضي أحاديث تعبير از آن به عقل أول ودر بعض ديگر تعبير به نور مقدس محمّدى صلى الله عليه وآله وسلم شده است . واظهر معاني كه لفظ مشيت در آنها استعمال شده در اين مقام به قرينهء صيغهء تفضيل كه عبارت است از « أمضاها » در لفظ فقرهء شريفه معنى آخر « 4 » است واگر چه ممكن است
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 157 باب الجبر والقدر والأمر بين الأمرين ؛ تفسير القمي ، ج 1 ، ص 24 ضمن مقدمهء مصنف ، بحار الأنوار ، ج 5 ، ص 116 ، باب 3 ، ح 49 .
( 2 ) . التوحيد صدوق ، ص 147 ، باب 11 ؛ بحار الأنوار ، ج 54 ، ص 56 به نقل از كافى . روايت از امام رضا عليه السلام منقول است .
( 3 ) . بدين عبارت در كتب حديثي يافت نشد ، ولى اين معنا از حديث سابق قابل استفاده است .
( 4 ) . يعنى معناى ديگر .