اگر در بهشتم درآرى به لطف * وگر در جحيمم بدارى به عُنف
اگر در بهشتم فقير توام * وگر در جحيمم « 1 » أسير توام
بهشت وجهنم هم از فضل توست * يكى فضل تو ديگرى عدل توست
ولى فضل تو بر من اولىتر است * كه روى من از أشك چشمم تر است
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَ لُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِأَمْضاها وَكُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَ لُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها .
اى خداوند چاره ساز ! واى پروردگار بىنياز ! اى آفرينندهء جوهر لطيف جان ! واي ايجاد كنندهء گوهر شريف جهان ! اى بنا كنندهء هفت قصر توى بر تو بىستون وعمد ! واى افرازندهء نُه سراپردهء نيلگون بىمعين ومدد ! به درستى كه اين بندهء شرمسار واين مجرم خطاكار ، سؤال مىكنم تو را به حق آن نقشهاى زيبا وصورتهاى دلربا كه به خامهء ابداع ، در لوح محفوظ ، اختراع نمودهاى ، به فاضلترين آن نقشها وكاملترين آن صورتها وحال آن كه همهء آن نقشها فاضل وهمه آن صورتها كامل است . خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به حق كل صوَر منقوشه ونقوش مرتسمهء در لوح محفوظ .
لمؤلفه
خاصهآنصورتكه در لوح وجودكاينات * ختم شد بر وى صفتهاى كمال ممكنات
اولين باب كتاب آفرينش كآفتاب * از شعاع هستى وى بر فلك دارد ثبات
شافع محشر نبي اللَّه ختم مرسلين * سيد سادات عالَم مظهر حسن صفات
آن كه ريزد حب أو از نامهاى مذنبين * همچو أوراق خزان خط جميع سيئات
احمد ومحمود أبو القاسم محمّد آن كه شد * هستى أو باعث ايجاد كل كاينات
صلوات اللَّه وسلامه عليه وعلى آله المعصومين ما دامت الأرضون والسماوات .
تزيين أول : بدان كه لفظ مشيت در چند معنى استعمال شده : در معنى اراده وقدر وقضا ، وبعضي از أفاضل علما ذكر نموده كه اين چهار لفظ به يك معنى مىباشند كه عبارت از نقوش ثابته در لوح محفوظ بوده باشد .
هامش
( 1 ) . خ . ل : جهنم .