فصل يازدهم : در ذكر فقرهء يازدهم از فقرات دعاى شريف
وآن مشتمل است بر مناجاتى ، ودو تزيين ، ويك طلب :
مناجاة
ثناى جميلى كه باشد به در * شمارش ز تصوير جن وبشر
ثنايى كه در دفتر روزگار * به فكر مهندس نيايد شمار
ثنايى فزونتر ز فوج ملك * ز تحت ثرى تا به أوج فلك
ثنايى به تعداد « 1 » باران وبرف * ثنايى به اضعاف هر صوت وحرف
ثنايى كه غير از خداى ودود * نيارد شمارش كسى در وجود
سزوار شاهى كه جان آفريد * زمين آفريد ، آسمان آفريد
حكيمى كه از فيض انعام عام * بنا كرد اين قصر فيروزه فأم
كريمى كه بر سقف چارم « 2 » سپهر * معلق فرو بست قنديل مهر
كه از ظلمت جسم هر جوهري * پى بينش وى برآرد سرى
ببيند در أوضاع ليل ونهار * شود واقف صنع پروردگار
خداوند عقل وخداوند هوش * خداوند چشم وخداوند گوش
اگر در زمين واگر آسمان * اگر در مكان واگر لامكان
به عقل وبه چشم وبه گوش خود أو * نفهمد نبيند نيابد جز أو
جز أو كيست پاينده در بود خويش * جز أو كيست از خويش مشهود خويش
جز أو كيست داراى اين هفت پوش * كه بر بسته هر پوش أو ره به هوش
جز أو كيست نافع ، جز أو كيست ضار * جز أو كيست خلّاق ليل ونهار « 3 »
همه هر چه هستى است از هست اوست * سر رشتهء بود ، در دست اوست
هامش
( 1 ) . خ . ل : به مقدار .
( 2 ) . در نسخهء خطى : چهارم .
( 3 ) . خ . ل : محسن جز أو كيست بارّ .