تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
از جمع بركنارم ، أشك ديده‌ام ريزان است . اگر با كسى گفتگو دارم ، گوشم به مقال ديگرى است واگر بر روى كسى نگرانم ، چشمم بر جمال پرى منظرى .
حال زارم چو آتش ، شعله بار است * دو چشمم هم‌جوار نوبهار است شبم در ماتم وروزم به زارى * شب وروزم به عالم اين دو كار است
الهى ! تا زبانم را قوت گفتار است مرا بيامرز ، وتا پايم را تواناى رفتار است از گناهم درگذر . إلهي ! عَامِلْنَا بِفَضْلِكَ ولا تُعَامِلْنَا بِعَدْلِكَ يَا كَرِيمُ .

فصل دهم : در شرح فقرهء عاشره از دعاى شريف است

وآن مشتمل است بر يك مناجاة ، ويك طراز ، ويك طلب : مناجاة
عزيزان را چه عزت باشد آن‌جا * كه باشد عزت ايزد تعالى مگر جز عزت وى عزتي هست * مگر جز قوّت وى قوتى هست نباشد عزتي جز عزت حق * نباشد قوتى جز قوت حق عزيز ، آن پادشاه لا يزال است * كه ذاتش أيمن از نقص زوال است عزيز ، آن كامل الذاتي است كو را * نه مثل است ونه شبه است ونه همتا عزيز ، واقعي آن كردگار است * كه عزت را مر أو پروردگار است عزيز آن است كو را ذلتى نيست * به پيش عزت وى عزتي نيست خداوند جهان وخالق جان * كه غير از وى كسى را نيست فرمان همه عالم به نزد وى حقيرند * همه فرمان‌بر وفرمان پذيرند همه مأمور امر پادشاه‌اند * همه محكوم حكم آن اله‌اند خداوندا ! به حق عزت تو * به حق نعمت بي منت تو به آن لطفى كه با اين بنده دارى * كز آن اين بنده را شرمنده دارى
ميراث حديث شيعه — صفحة 220 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى