تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
به آن احسان بىپايان عامت * به آن بىانتها فضل تمامت كه ما را قوّت طاعت عطا كن * غنى از فضل خود از ما سوا كن
بكن بر بندهء مسكين عنايت * هدايت كن هدايت كن هدايت
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَ لُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِأَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزِيزَةٌ ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَ لُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها . اى خداوند عزّت آفرين ! واى آفرينندهء آسمان وزمين ! به درستى كه اين بندهء كمترين ، سؤال مىكنم تو را به حق عزت وغلبه وقوتت ، در حالتي كه قسم مىدهم تو را به حق فرد عزيزتر از عزت تو وحال آن كه همهء افراد عزّت تو عزيز است . خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به همهء افراد عزت تو ، خاصه آن عزتي كه بر همهء اشيا غالب وقاهر شده . خداى توانا !
آن كه به هر لحظه كلك قدرتش از نو * صورت شخصي كند لطيف ودلارا « 1 » جانورى را به برگ سبز رساند * در ته دريا ميان صخرهء صمّا صورت صد گل كند به چوبهء خشكى « 2 » * از قلم صنع خويش بي يد واعضا آن كه اگر در مقام مهر ومحبت * حكمت وتقدير بر أو كنند تقاضا ليلى ومجنون شوند ليلى ومجنون « 3 » * وامق وعذرا شوند وامق وعذرا
طراز : لفظ عزت به معنى غلبه وقوت است واز اين قبيل است قول خداى تعالى :
« وَعَزَّنِي فِي الْخِطابِ »
« 4 » يعنى : غالب شد مرا در خطاب نمودن . وعزيز كه يكى از أسماء اللَّه است ، به معنى غالب وغير عاجز است كه مانع نباشد وى را از آنچه اراده نمايد وبر اين معنى است قول مشهور كه « مَنْ عَزَّ بَزَّ » « 5 » يعنى هركس در جنگ بر
هامش
( 1 ) . در نسخه خطى : دلدارا . ( 2 ) . خ . ل : به چوب وسرخسى . ( 3 ) . در متن : ليلى مجنون ، بدون وأو عاطفه . اين بيت در نسخهء روضاتى چنين آمده :وامق وعذرا شوند ليلى ومجنون * ليلى ومجنون شوند وامق وعذرا( 4 ) . سورهء ص ، آيهء 23 . ( 5 ) . مرحوم مجلسي در بحار الأنوار ( ج 4 ، ص 197 ) در شرح « عزيز » از اسماى الهى اين مثل را متذكر شده ومىگويد : وقد يقال في مثلٍ : مَن عزّ بزّ أيمن غلب سلب . ابن أبي الحديد نيز در شرح نهج ا لبلاغه ( ج 6 ، ص 396 وج 18 ، ص 381 ) ضمن حديث « من ملك استأثر » اين مثل وتوضيحاتى پيرامون آن را بيان كرده است .