تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
مصداق اهمّ از ايشان ، وحال آن كه همهء افراد ايشان تمام ومجموع آنها پيشواى خاص وعوام وبرگزيدهء ملك علّام‌اند . خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به حقّ مقرّبين درگاه رب العالمين وائمّهء طيّبين وطاهرين كلّهم أجمعين ، لاسيّما مركز دايرهء وجود وقطب سپهر عالم غيب وشهود أعني حجة اللَّه الملك المنّان وصاحب العصر والزمان ، الخلف الصالح والبلد الأمين خاتم الأئمّة الهادي المهدي صلوات اللَّه وسلامه عليه وعلى آبائه الطاهرين إلى يوم الدين . لِمُؤَلِّفِه
أهل بدع نموده به هر جانبي كمين * يا صاحب الزمان نظري كن به مؤمنين گرگان نشسته هر طرفي همچو روبهان * تا فرصتى كنند ودر آيند از كمين تا كي نهفته دارى آن روى همچو ماه * برقع به دور افكن از آن روى نازنين وقت است وقت اى همه جان‌ها فداى تو * بيرون خرام وشورش عشاق را ببين تا چند زبر ابر ، نهان ماند آفتاب * تا چند در حجاب بود آن مه جبين يا خود برون خرام وبده داد خلق را * يا نصرتي ببخش بر اين شاه پاكدين ظلّ اللَّه ناصر دين محمّدى * كو را هميشه بادا فتح وظفر قرين پيوسته باد رايت فتحش به روزگار * افراشته براي هلاك معاندين بادا ز هر گزند وجودش به حفظ حق * فتحش در آستانه ونصرت در آستين با عدل وداد مقترن أركان دولتش * حامى شرع وماحى آثار مفسدين يعنى مر آن گروه كز أهل ضلالت‌اند * دارند كينه‌ها به دل خود ز مؤمنين ما را شكايت آنچه بود ز أهل بدعت است * قومي كه بدتر [ ند ] ز جهّال مشركين يا رب نگاه دار ز هر فتنه در جهان * از ظلّ پادشاه جهان جمله أهل دين أو را چنان بدار كه بي پرده بشنود * از صاحب الزمان ز زبان وى آفرين « 1 »
تزيين أول : بدان كه كلمات ، جمع كلمه است وكلمه در اصطلاح نحويين عبارت
هامش
( 1 ) . خ . ل : كه به عدل تو آفرين .