تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
دلم از فرقت ياران نه چنان گشته حزين * كه توانم غم دل باز بگويم به كسى سير گلشن به تو خوش اى نفس صبح كه من * نه هوايى به دلم ماند ونه در سر هوسى نظري كن به من غمزدهء زار ومكن * شكوه از جاى « 1 » خود اى مرغ كه اندر قفسى تو اگر ناله كنى داد رسى هست تو را * من گرفتارم « 2 » وبهرم نبود دادرسى قدسيان را اثر نالهء من كرده ملول * نافتاده به دل چرخ ز آهم قبسى اى خدا ! بندهء شرمندهء غمگين تو را * هست از حضرت خلّاق جهان ملتمسى كه ببخشى به من از فضل خود واز غم خود * وارهانى دل مجروح مرا يك نفسي به خدايىّ تو كز خلق توام نيست طمع * نه به دنيا نه به عقبا سر بال مگسى

فصل هفتم : در شرح فقرهء سابعه « 3 » از دعاى شريف

وآن نيز مشتمل است بر مناجاتى ، ودو تزيين ، ويك طلب : مناجاة
اى خداوند قادر متعال * عالم سرّ وشاهد أحوال اى تو مقصود بندگان ذليل * وى تو منظور عارفان جلال « 4 »
اى تو پروردگار هر موجود * اى تو مسؤول هر خجسته سؤال اى ز كلك تو بر فلك منقوش * صورت آفتاب وشكل هلال اى به أمر تو ابر از دريا * آب را كرده در هوا غربال اى كه يك شمّه‌اى ز صنعت تو * مىشود ظاهر از دو چشم غزال گل وريحان وسنبل ونسرين * شاهد صنع توست در همه حال خواهم از لطف ورحمتت كه درود * بفرستى تو بر محمّد وآل
هامش
( 1 ) . خ . ل : حال . ( 2 ) . خ . ل : همى نالم . ( 3 ) . در أصل : سابعه‌اى . ( 4 ) . خ . ل : ناظران جمال .
ميراث حديث شيعه — صفحة 202 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى