تبه روزگار دست انابت به درگاه آفريدگار خود بر آورد ، واز افعال رذيلة واعمال ذميمهء خود نادم وپشيمان گردد ، وخداوند خود را به تضرّع وزارى بخواند وابرام والحاح نمايد ، البتة خداوند بر أو رحمت كرده توبهء أو را قبول نمايد وحاجت أو را روا فرمايد .
روى الوليد « 1 » بن عقبة الهجري قال : سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول :
لا يَلِحُّ عَبدٌ مُؤمِنٌ عَلَى اللَّهِ في حاجَتِهِ إلّاقَضَاهَا اللَّه « 2 »
يعنى : شنيدم از أبى عبداللَّه عليه السلام جعفر بن محمّد الصادق عليه السلام كه مىفرمودند : « به خدا قسم كه ابرام واصرار نمىنمايد بندهء مؤمن بر خداى خود در حاجت خود مگر آن كه خدا حاجت أو را بر مىآورد » ، وليكن سزاوار آن است كه بنده ، خود را در سلك محسنين ونيكوكاران از مؤمنين منسلك نمايد تا به مقتضاى قول حضرت رب العالمين
« إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ »
« 3 » به شرافت قرب رحمت رحمان سرافراز ، وبه عنايت پروردگار خويش از همگنان ممتاز گردد .
جَعَلنَا اللَّهُ وجميعَ إخوَانِنَا الْمُؤمنينَ مُنْسَلِكينَ فِي سِلكِ الْمُحسنينَ ، بِمُحمّدٍ وآلِه الطاهرينَ ، صَلواتُ اللَّهِ عليهِم أجمَعِين .
طلب
به چه رو روى نمايم به سر كوى كسى * كه نكردم به رضايش حركت يك نفسي « 4 »
كاروان رفت از اين شهر وعزيزان همراه * اثرى نيست از آن غير صداى جرسى « 5 »
راه دور است چه سازم من مسكين يا رب * كه ندارم چه سواران سبك رو فرسى
هامش
( 1 ) . در أصل : الواحد ، متن موافق با نقل كافى است .
( 2 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 475 ، ح 3 به نقل از وليد بن عبه هجرى از ا مام أبو جعفر باقر عليه السلام . البتة روايت ديگر قريب به اينمضمون در كافى به نقل از امام باقر عليه السلام آمده كه راوي آن هجرى نيست . نصّ روايت چنين است : علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن حسين الأحمسي ، عن رجل ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : لا واللَّه لا يلحُّ عبد على اللَّه عز وجل إلّااستجاب اللَّه له .
( 3 ) . سورهء أعراف ، آيهء 56 .
( 4 ) . خ . ل :به چه رو روى توان كرد دلا سوى كسى * كه همه بود [ و ] نبودم به رضايش نفسي( 5 ) . خ . ل :كاروان رفت از اين منزل وياران با وى * نه صداى فرسى ماند ونه بانگ جرسى