ايشان أوليا ودوستان مناند . به راستى از براي ايشان پيغمبرى اختيار كردهام برگزيده وامين وپسنديده ، وايشان را از براي أو دوستان وياوران گردانيدهام . ايشان امتىاند كه اختيار كردهام ايشان را براي پيغمبر برگزيده وامين وپسنديده ، وآن وقت را پنهان كردهام در علم غيب خود والبتة واقع مىشود ودر آن وقت ، هلاك خواهم كرد تو را ولشكرهاى سواره وپياده وجميع جنود تو را ، پس برو كه تو را مهلت دادم تا روز وقت معلوم . پس حق تعالى به آدم گفت كه : برخيز ونظر كن به سوى اين ملائكة كه در برابر تواند كه اينها از آنهايند كه تو را سجده كردند ، پس بگو به ايشان : السلام عليكم ورحمة اللَّه وبركاته . پس به امر پروردگار به نزد ايشان آمد وبر ايشان سلام كرد . پس ملائكة گفتند : وعليك السلام - يا آدم - ورحمة اللَّه وبركاته .
پس حق تعالى فرمود كه : اين تحيت تو راست اى آدم ! وتحيت فرزندان توست در ميان ايشان تا روز قيامت . پس ذريت آدم را از صلب أو بيرون آورد وپيمان گرفت از ايشان به پروردگارى ويگانگى از براي خود ، پس نظر كرد آدم به جمعى از ذريت خود كه نور ايشان مىدرخشيد ، آدم پرسيد كه : اينها كيستند ؟ حق تعالى فرمود كه :
ايشان پيغمبران از فرزندان تواند . پرسيد كه : چند نفراند ؟ فرمود كه : صد وبيست وچهار هزار پيغمبر ، وسيصد وپانزده نفر از ايشان مرسلاند . پرسيد كه : چرا نور آخر ايشان بر نور همه زيادتى مىكند ؟ فرمود : زيرا كه از همه بهتر است . پرسيد كه : اين پيغمبر كيست ونام أو چيست ؟ فرمود كه : اين محمّد است ، پيغمبر ورسول من وامين من ونجيب من وهمراز من واختياركرده وبرگزيدهء من وخالصهء من ودوست ويار من وگرامىترين خلق من بر من ومحبوبترين ايشان نزد من ومختارتر ونزديكتر ايشان نزد من وشناسندهتر ايشان مرا واز همه راجحتر وفزونتر در حلم وعلم وايمان ويقين وراستى ونيكى وعفت وعبادت وخشوع وپرهيزكارى وانقياد واسلام . از براي أو گرفتهام پيمان « 1 » حاملان عرش خود را ، وهر كه پايينتر از آنهاست در آسمانها وزمين كه ايمان به أو بياورند واقرار به پيغمبرى أو بكنند ، پس ايمان
هامش
( 1 ) . در أصل خطى : + / و .