تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
وكبريا وبزرگوارى بىانتهاى تو كه از ملاحظهء هر فردى از افراد موجودات ، ظاهر وپيدا واز مشاهدهء هر شخصي از اشخاص ممكنات ، واضح وهويداست . قسم دهنده‌ام تو را به عظيم‌تر مظهرى از مظاهر عظمت وبزرگوارى ورفيع‌تر منظرى از مناظر سلطنت وشهريارى تو ، وحال آن كه همهء مظاهر عظمت وبزرگوارى تو عالي وهمهء مناظر سلطنت وشهريارى تو متعالي است . خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم از تو به حقّ كل مظاهر عظمت وجلال ومناظر سلطنت لا يزال تو كه بلندترين آنها وجود فيض نمود جناب خاتم أنبيا وائمهء هدى - صلوات اللَّه وسلامه عليهم أجمعين - مىباشد . لمؤلفه
كلك نقاش أزل چون نقش آب وخاك كرد * نور احمد را ضيا افزاى نُه أفلاك كرد تا نغلطد زين ماه از پشت اين نيلى سمند * تسمهء اخلاص أو بر حلقهء فتراك كرد از براي آن كه داند قدر خود هر ممكنى * تاج آن شه را گران از گوهر لولاك كرد ارتفاع قدر أو تا بر فلك معلوم شد * از سر غيرت سحر پيراهن خود چاك كرد از براي پاكى دندان خورشيد « 1 » آسمان * از سر انگشت محبت در وضو مسواك كرد آيهء تطهير را تفسير مىدانى كه چيست * يعنى ايزد از خطا آل نبي را پاك كرد
تزيين أول :
يك دم درِ تعقّل بر روى عقل بگشا * كن در تمام عالم از چشم دل تماشا از ابتداى ابداع تا انتهاى تكوين * بنگر به چشم عبرت در فرد فرد اشيا
نظر كن بر جمال تجرد تمثّل عقل أول تا جلوهء بخردش دلت از كف ربايد ، ونگاه كن بر رخسار لاله عذار فلك نخستين تا غمزهء حركاتش از خودت بىخود نمايد ، در آيينهء تفكر نگر تا جمال مخدّرات محافل ملكوت را مشاهده نمايى ، ودر مصحف تخيل ، تعقل نما تا سور « 2 » مجالس جبروت را مطالعه فرمايى . بنگر به سوى ملائكة
هامش
( 1 ) . خ . ل : مهرش . ( 2 ) . كذا ، احتمالًا : صور .
ميراث حديث شيعه — صفحة 187 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى