تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
طلب
الهى ! دور عمر ما سرآمد * رسول مرگ ما از در درآمد به ما موى سفيد آورده پيغام * كه بنمائيد زاد ره سرانجام كه اينك كاروان را وقت بار است * زمان رفتنش از اين ديار است عزيزان ورفيقان پيش رفتند * همه زين راه پر تشويش رفتند شما را نيز بايد رفت از اين راه * به رغبت لا محاله يا به اكراه از اين ويرانه بايد بار بربست * كه ديگر كاروانى در عقب هست چرا غافل در اين منزل نشينيد * همه رفتند ياران مىنبينيد كه آنانى كه در اين خانه بودند * شريك منزل وكاشانه بودند چسان يك يك از اين غم خانه رفتند * چسان هريك از اين ويرانه رفتند جهان جاى قرار آدمي نيست * مر أو را راه ورسم مردمى نيست ندارد با كسى أو آشنايى * نباشد رسم أو جز بىوفايى كدامين بلبل شيدا در اين باغ * كه آخر جانشين أو نشد زاغ در اين گلشن كدامين سرو آزاد * كه از باد اجل از پا نيفتاد
كدامين نرگس اندر اين چمن رست * كه ساقش را اجل چون شيشه نشكست نشد شمعى در اين مجلس فروزان * كه نگرفت آتش مرگش به دامان خوشا وارسته‌اى كو بىخطر رفت * سبك روزى از اين زندان بدر رفت در اين محنت سراى سست بنيان * نشد آلودهء رجس گناهان در اين خاكى طلسم ناموافق * نشد افتاده بر دام علايق خداوندا ! رهى در پيش دارم * از آن ره من بسى تشويش دارم نه آغازش مرا پيدا نه انجام * به ناكامى در اين ره مىزنم گام شب تاريك ومنزل دور وگم راه * قدم اندر قدم سنگ‌است با چاه دريغا كز مشارق وز مغارب * نجوم اهتدا گشتند غارب بسان ما هي وامانده زآبم * فزون گرديده هر دم اضطرابم نه زورى كافكنم خود را به گرداب * خوشا آب وخوشا آب وخوشا آب
ميراث حديث شيعه — صفحة 190 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى