تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
رباطات واغشيه واحشا وامعا وأورده وحجابات وحالات انفعالات خود از حالت منويّه به حالت نطفگى ، واز نطفگى به علقگى ، واز علقگى به مضغگى ، واز آن به صورت انسان طوراً بعد طور وشأناً بعد شأن وغير آنها از چيزهايى كه استقصاى آنها در اين مقام باعث تطويل مىگردد وببينى كه چگونه به قدرت أزلي وتوانايى لم يزلى از دو حرف « كن » اين همه را از كنه عدم به وجود واز مكمن « 1 » خفا به مظهر شهود آورد . پس بدانى كه في الحقيقة جليل ، آن خداوند بىعديلى است كه آنچه در همهء عالم آفريده نظير آن را نيز در بدن تو خلقت فرموده . لمؤلفه
در زمين وآسمان هر چيز يزدان آفريد * در تن انسان نظيرش سهل وآسان آفريد
ماه تابان در سپهر از صنع خود ايجاد كرد * چشم انسان را نظير ماه تابان آفريد كوه ودريا ودرختان در زمين خلقت نمود * استخوان ومغز ومو در جسم انسان آفريد آب شور وآب شيرين كرد پيدا در زمين * در دهان وچشم ما هم جزوى از آن آفريد روى حوران بهشتى را چو خور تابنده كرد * گل‌رخان انس را بهتر ز حوران آفريد آن بهشتى چهرگانى را كه مىگويى ملك * در تن ما قوّت چندى چه ايشان آفريد ده جواهر برگزيد ونام هر يك عقل كرد * ده عرض از بهر ما هر يك بدان‌سان آفريد
هامش
( 1 ) . در نسخهء أصل : ممكن .