رسيد ، وآن كه جز اين ، طريق ديگر مسلوك داشت ، بجز غرامت ، هيچ نديد وشك نيست كه فتح باب ، بعد از استحكام أسنان وى ميسّر گردد وچون هر دندانه ، عبارت از رُكنى است از أركان اسلام ، آنچه در استحكام هر يك به كار است از رعايت آداب سنن واداى فرايض ، مشروحاً در كتب فقهى وواجبات ، مذكور است وحاجت به ايراد آنها در اينجا نبوَد ؛ ليكن نكتهاى چند كه أرباب بصيرت وأصحاب طريقت را معلوم گشته كه در استحكام دندانهها معاون ومعاضدند ، بدان اشارتى كنيم تا طالب ، از آن غافل وعاطل نمانَد ؛ واللَّه الملهم للصّواب .
امّا كلمتين شهادت كه مانع است از عذاب نيرانى ، كما قال عليه السلام : « من يشهد أن لا إله إلّا اللَّه وأنّ محمّداً رسول اللَّه ، حرّم اللَّه عليه النّار » ؛ « 1 » يعنى هر كه گواهى دهد از سر صدق كه نيست خدايى « 2 » سزاوار پرستش ، مگر اللَّه تعالى وگواهى دهد كه محمّد ، فرستادهء اوست ، خداى تعالى ، حرام سازد آتش دوزخ را بر أو ؛ چون مجراى آن ، زبان است ، بايد كه مؤمن ، زبان را از ادناس كذب وغيبت ونَميمه وشتم وفحش ، صيانت نمايد تا شايستگى آن داشته باشد كه مجرى ذكر حق گردد .
نظم
هزار بار بشُستم دهن به مُشك وگلاب * هنوز نام تو بُردن مرا نمىشايد
وچون وصول متكلّم به مثوبات تكلّم بدين كلمتين موقوف است بر تصديق أو به دل ، بايد كه به صياقل اخلاص زنگ اغيار از آينهء دل بزدايد ودواعي أوهام فاسده وبواعثِ تصوّرات باطله را كه مزاحم منهج صواب ومو قد نيران حجاباند ، به قوّت « 3 » نفى خواطر از خود دور سازد ولشكر شهوات را كه مُظلم ومكدّرِ آينهء دلاند ، به صولت « 4 » ذكر « لا إله إلّااللَّه » بشكند واز شرّ غولان هوا به حِصن هدايت محمّد رسول
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 45 : « ما من عبد يشهد أن لا إله إلّااللَّه وأنّ محمّداً عبده ورسوله إلّاحرّم اللَّهعليهالنار » .
( 2 ) . ف : خداى .
( 3 ) . ف : قوه .
( 4 ) . ف : صوب .