خالق تو به تو شده ناظر * تو به دل ناشده بَرش حاضر
وهم مؤيّد اين معنى است كلام نبوي عليه السلام « 1 » كه « 2 » : « الصّلاة نور قلب المؤمن » ؛ « 3 » يعنى نماز ، مشعل أنوار هدايت ومصباح آثار عنايت است كه در دل مؤمن پاكِ من « 4 » افروزند « 5 » تا به واسطهء اشعّهء صفاى آن ، مطالعهء اسرار ملكوتي ومشاهدهء أنوار جبروتي تواند نمود . پس در چنين وقتي ، غفلت ورزيدن ، بىشك ، مفوّت « 6 » اين نعمت خطير ومعقّب اين دولت بىنظير بوَد .
نظم منه « 7 »
اى دل ! اگر تو را طلب زندگى بوَد * غافل مشو كه فيض خدا دَم به دَم رسد
خواهى كه از سعادت عُقبا برى نصيب * آماده شو كه فضل ز خوان كَرَم رسد
وببايد دانست كه نماز بنايى است كه خشتهاى اين بنا از قيام وقعود وركوع وسجود ، وملاط أو از تكبير وقرائت وتحميد وتهليل وتشهّد وصلوات است وهرچند اين بنا محكمتر وبر اصلتر ، بهتر وهمچنانچه « 8 » قصور وابنيهء بهشت را كه خشتهاى آن از ذَهَب وفضّه ، « 9 » ومَلاط آن از مُشك است ، بجز حق ، كسى را در آن مدخلى نيست ، نماز كه سبب استحقاق آن ابنيه است ، أولى آن كه در وقت اداى آن ، بجز حق ، چيزى را در دل راه ندهند .
نظم
درونِ دل ندهند أهل دل « 10 » خِرَد را راه * كه دزد را نتوان بُرد در خزانهء شاه
ونماز را أهل معنى تشبيه كردهاند به انسان ، وهر يك از أركان نماز را عضوى داشتهاند از اعضاى أو ، چنانچه بعضي را اعضاى رئيسه داشتهاند كه به عدم آن ، انسان
هامش
( 1 ) . ف : عليه الصلاة والسّلام .
( 2 ) . ف : - كه .
( 3 ) . در مأخذ حديثي نيافتيم .
( 4 ) . ف : - من .
( 5 ) . ف : مىافروزند .
( 6 ) . ف : منعوت .
( 7 ) . ف : - منه .
( 8 ) . ف : همچنانكه .
( 9 ) . ف : + / است .
( 10 ) . ف : - دل .