تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
يعنيه ، مُراد آن بوَد . اى سعادتمند ! نزد أهل بصيرت واضح است كه حضرت اللَّه تعالى ، خلقِ عباد به جهت كسب معرفت فرمود ، چنانچه حديث قدسي : « فخلقت الخلق لِأُعرَف » ، « 1 » بدان ناطق است واين دولت ، جز به متابعت ومطاوعت أوامر الهى كه اسلام به حقيقتْ آن است ، ميسّر نگردد « 2 » وحُسن اين اسلام ، ترك « 3 » مالايعنيات است كه نزد أهل حق ، جز مطالب دنيوية نبود . نظم
دو گيتى را نجويد هر كه مرد است * يكىرا جويد أو كاين هر دو كرده‌است تو تا آويزشى دارى به مويى * نيابى بوى أو از هيچ سويى يقين‌مىدان كه هرچ « 4 » آسايش‌است‌آن * همه جان تو را آلايش است آن
نقل است كه وزير معتصم ، از أموال حلال ، قدرى « 5 » نزد شيخ أبو الحسين نوري - قدّس سره - فرستاد تا بر أصحاب خويش تقسيم فرمايد . « 6 » حضرت شيخ ، آن أموال را در خانه نهاد وبه فقرا وأصحاب خويش ، امر فرمود كه : درآييد ، « 7 » وهر كس به قدر حاجت ، نصيبي اخذ كنيد . « 8 » أصحاب درمىآمدند وبعضي دانكى برمىداشت وبعضي درهمى وبعضي دينارى وبيشتر چون فارغ شدند ، شيخ فرمود كه قرب وبُعد شما از حق ، به مقدار تصرّف شماست از مال دنيا . نظم
گر نسيم وادى اسرار خواهى ، تن گداز * ور تجلّى جمال يار خواهى ، جان بباز
هامش
( 1 ) . جامع الأسرار ، ص 102 ، 144 ، 159 ، 162 ، 164 و 601 . ( 2 ) . ف : برگردد . ( 3 ) . ف : - ترك . ( 4 ) . ف : هرچه . ( 5 ) . ف : - قدرى . ( 6 ) . ف : + / و . ( 7 ) . ف : درآيند . ( 8 ) . ف : كنند .