مسلمين است . دوم ، اجتناب است از هرچه در آن حضرت گناه است از فعل وترك « 1 » واين حال « 2 » علماى ربّانيّين است . سيوم « 3 » تبرّاست در كلّ حال از هرچيزى كه دل را از ياد حق ، مشغول مىگردانَد واين حال أهل يقين ومقرّبان درگاه ربّ العالمين است وتقواى حقيقي اين است وتخصيص اين امر به شرف تقدّم در كلام رسول اللَّه ، « 4 » به واسطهء تخصيص اوست به عزّ تكرّم « 5 » عند اللَّه ، چنانچه آيهء كريمهء
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
، « 6 » بدين معنى أشارت مىفرمايد وجميع طاعات وعبادات ، متشعّب از اين أصل وتمامى مراتب كمالات ، مترتّب برين فصل است ؛ « 7 » زيرا كه هر كه دل از غير حق بپردازد ، يقين كه با خلاف « 8 » رضاى أو در نسازد ، وهر كه جز با دوست نپردازد ، « 9 » بىشك با هرچه أو فرمايد ، بسازد وطوق امتثال أوامر ونواهىاش در گردن جان اندازد ودر ميدان تسليم ، گوى اطاعتش به چوگان اخلاص بازد . پس أسب مراد در كوى سعادت
« وَما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ »
« 10 » تازد وعلم مقصود بر اوجِ فلك
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ »
« 11 » افرازد وچون رفعت مرتبت وعزّت اين منزلت ، فزون از آن است كه هر كسى را « 12 » قدرت وصول بدين مقام وقوّت ادراك حصول اين مرام باشد . سايران اين راه وزايران اين درگاه ، در روى روزگار ، كمياب ومخفى در تحت قباباند وقصواى سعى طالبان لقا « 13 » وسالكان طريق اتقا ، « 14 » ارتقاست بر مدارج اين دولت واستعلا بر اوجِ اين سعادت .
نظم
آن است كه بيافت « 15 » دولتي يافت عظيم * وآن كس كه نيافت ، درد نايافت بس است
هامش
( 1 ) . ف : + امر .
( 2 ) . ف : + أهل .
( 3 ) . ف : سيم .
( 4 ) . ف : رسول .
( 5 ) . ف : تكلّم .
( 6 ) . سورهء حجرات ، آيهء 13 .
( 7 ) . ف : بود .
( 8 ) . ف : خلاق .
( 9 ) . ف : بپردازد .
( 10 ) . سورهء انعام ، آيهء 69 .
( 11 ) . سورهء توبه ، آيهء 4 و 7 .
( 12 ) . م : + كه .
( 13 ) . ف : لقاى .
( 14 ) . ف : ارتقا .
( 15 ) . م : نيافت .