دوم متعاقب هر معصيتي طاعتي « 1 » كردن تا آن را محو گردانَد واين امحا ، به دو وجه بوَد : يكى آن كه چون از متابعت هر شهوتي ومشايعت « 2 » هر معصيتي ظلمتى معنوي بر روى مرآت دل مىنشيند ، چنانچه از اثر نفَس بر روى آينه ، پس هرگاه طالب در عقبِ هر معصيتي به طاعتي مشغول گردد ، اثر نور آن طاعت ، ظلمت آن معصيت « 3 » را از آيينهء « 4 » دل أو محو گردانَد ، چنانكه صيقل ، زنگ را ، وچون در ازالهء آن تغافل ، ودر تصقيل ، تكاسل نمايد ، آثار ترادف ظلمات گناه وتوارد كدورات عصيان حضرت إله بر روى آينهء دل كه محلّ جولان عكس أنوار ربّانى ومنزل ورود افياض حضرت صَمَدانى است ، متراكم گردد وبه واسطهء طول مدّت در جرم آينه ، عوض نمايد وبه حدّى رسد كه قابليّت صلاح تصقيل از أو منقطع شود واز قبول فيوض ، محروم مانَد وبه شقاوت ابدى وخسران سرمدي صاحب « 5 » انجامد ، چنانچه مؤيّد اين معاني هم در آثار ، وارد است كه حضرت پيغمبر عليه السلام فرمود كه : مؤمن ، هرگاه گناه كند ، نكتهاى سياه در دل أو پديد مىآيد وهرگاه توبه واستغفار كند ، دل أو از آن ظلمت ، پاك گردد وچون گناه زيادة كند ، آن سياهى زيادة گردد « 6 » تا آن كه فروگيرد آينهء دل أو را وصلاح تصقيل در أو نمانَد . « 7 » پس فرمود كه اين است آن « ران » كه حضرت منّان در كلام مجيد بدان أشارت فرمود كه
« كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ »
. « 8 »
ديگرى « 9 » آن كه چون هر معصيتي را عقوبتي وهر « 10 » طاعتي را مثوبتى عنداللَّه ، مقرّر ودر نامهء مآل أو به خامهء تقرير ، محرّر « 11 » است ، پس هرگاه بعد از وقوع گناه ، به طاعت اللَّه « 12 » مشغول شود ، از رشّ ثواب آن عبادت ، غشّ عِقاب آن معصيت از صفحهء
هامش
( 1 ) . ف : - طاعتي .
( 2 ) . م : مشايعتى .
( 3 ) . ف : گناه .
( 4 ) . ف : آينه .
( 5 ) . ف : - صاحب .
( 6 ) . ف : آن سياه گردد .
( 7 ) . ف : نمايد .
( 8 ) . سورهء مطففين ، آيهء 14 .
( 9 ) . ف : ديگر .
( 10 ) . ف : - هر .
( 11 ) . ف : مقرّر .
( 12 ) . ف : اله .