عادت گردانيده بود ، چنانكه از آن ، نمىشكيفتى وهرچه در قرآن كريم از آن نهى فرموده ، چنان از آن بيگانه گشته بود كه نام أو نخواستى شنيدن واز اين جهت بود كه حضرت اللَّه تعالى ، به هيچ چيزى از نعمتهاى خويش بر حضرت پيغمبر عليه السلام چنان منّت ننهاد كه به خُلق نيكو چنان « 1 » فرمود :
« وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
. « 2 »
رباعي
اى دوست ، گرت رضاى دلبر بايد * آن بايد كرد وگفت كو فرمايد
گر گويد خون گرى ، مگو از چه سبب * ور گويد جان بده ، مگو كي بايد
الحديث السّابع [ « اتّق اللَّه حيث ما كنت ، وأتبِعِ السّيئة الحسنة تمحها ، وخالق النّاسبخلقٍ حسنٍ » ]
قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله « 3 » : « اتّق اللَّه حيث ما كنت ، وأتبِعِ السّيئة الحسنة تمحها ، وخالق النّاس بخلقٍ حسنٍ » . « 4 »
مطلع أنوار نبوّت ، منبع آثار فتوّت ، زاير كعبهء مراد ، ساير سبيل رشاد - عليه الصّلاة والسّلام - مىفرمايد كه : « بپرهيز از مخالفت رضاى خداى - تبارك وتعالى - در جميع أحوالي كه تو را باشد » ؛ يعنى در سرّا وضرّا ، در نهان وآشكارا ، واز پى هر معصيتي كه از تو صادر گردد ، عبادتي وطاعتي فىالفور به جاى آور تا محو گردانَد آن را وبا مردم به نيكوخويى گذران .
اى سعادتمند ! حضرت رسالت - عليه الصّلاة والسّلام - « 5 » امر مىفرمايد أهل عبادت را به سه عادت كه أصل سعادت است : اوّل تقوا ، يعنى پرهيزكارى وتقواى مأخوذ از وقايت است كه آن مبالغهء صيانت است ودر عرف أهل شرع ، تقوا حفظ نفْس است كه از هرچيزى كه مضرّ است در آخرت واين را سه مرتبه است ، يكى صيانت خود « 6 » است از خلود در عذاب ، به پرهيز از شرك جلى واين حال عامّهء
هامش
( 1 ) . ف : چنانچه .
( 2 ) . سورهء قلم ، آيهء 4 .
( 3 ) . صلى اللَّه عليه وسلّم .
( 4 ) . مسند أحمد ، ج 5 ، ص 153 و 158 ؛ سنن الترمذي ، ج 3 ، ص 239 .
( 5 ) . ف : صلى اللَّه عليه وآله .
( 6 ) . ف : - حال .