تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
است . « 1 » ديگر آن كه أرواح را حكماً « 2 » مادّى داشته‌اند . پس نفس اگر عين روح است ، مجرّد چگونه تواند « 3 » بود ؟ واگر غير اوست ، يك نفس است يا نفوس مختلفه ؟ اگر يك نفس است ، به مظاهر مختلفه ، چگونه تعلّق گيرد ؟ واگر نفوس مختلفه است ، چرا برهان جز « 4 » بر تجرّد يكى نگفته‌اند ؟ « 5 » وبعضي را چرا ادراك معارف هست وبعضي را نيست وحلّ جمله نزد أهل تحقيق آن است كه أرواح ، مادّىاند واز بخار دَم حاصل آمده ، جوهرىاند لطيف ، مناسب طبع هوا ، چنانچه در حين استنشاق هوا با هوا آميزند وبا چيزى « 6 » از اين هوا ، مزاج يافته وبه أورده وشرايين واعصاب درآيند ودر بدن ، هرجا حركت نمايند وعمل خود ، تمام كنند وبه تحليل روند به تدريج وبه دل ما به تحلّل پيدا « 7 » آيد وهمين فعل كند ومبدأ « 8 » اين جوهر لطيف ، از جگر است كه در جگر پيدا شود ، اوّلًا وبه قدر نضجى يابد كه قابل اسم روح شود ؛ اما چنان نبود كه به مرتبهء تحريك حيات رسد واين هنگام ، أو را روح نفساني مىنامند . وچون از اين مرتبه گذشت وبا دَم از جگر به دل رسيد وثانياً آن‌جا نضجى نيكو يافت ، در أو قوّهء تحريك حيات ظاهر مىشود واين هنگام ، أو را « روح حيواني » مىگويند . وچون از دل به دِماغ رفت وثالثاً آن‌جا نضج « 9 » تمام يافت قوّهء ادراك در أو پيدا مىآيد واين هنگام ، أو را « روح انساني » مىخوانند وباطن اين جوهر وصورت نوعيهء أو ، نفس ناطقه است كه جوهري است مجرّد ملكوتي وآن جوهر لطيف كه روح انسانىاش مىگويند ، به مناسبت اين جوهر مجرّد ، با عالم باطن ، ادراك معارف وحقايق در آن عالم مىكند وبه مناسبت جسميّت با عالم ظاهر ، تدبير بدن به تحريك قواى أو تمام مىسازد . پس همچنانچه « 10 » أرواح ، جمله يك بخار است كه در هر
هامش
( 1 ) . ف : + / و . ( 2 ) . ف : - حكماً . ( 3 ) . ف : - تواند . ( 4 ) . ف : - جز . ( 5 ) . ف : گفته‌اند . ( 6 ) . م : خيرى . ( 7 ) . ف : پديد . ( 8 ) . ف : + / ظهور . ( 9 ) . ف : نضجى . ( 10 ) . ف : همچنانكه .
ميراث حديث شيعه — صفحة 440 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى