نظم
غير حق در دل مده راه اى صديق * هان ! مشو غافل كه توفيقت رفيق
هرچه دارى در ره حق كن نثار * كاهل حق را اين بوَد دايم دِثار
محو كن از خاطر خود غيرهُ * « كلّ شيءٍ هالك إلّاوجهه » « 1 »
اى سعادتمند ! أهل حقيقت ، هر عمل « 2 » صالحي را كه خالصاً للَّهنبوَد ، از قبيل شرك داشتهاند ؛ چه شروع در عمل را ناچار است از تصوّر غايتى وغرضى ، وغايت وغرض جميع عبادات وطاعات ، تحصيل رضاى حقّ است - جلّ وعلا - ؛ بل أطاعت امر وبس . پس هرگاه كه « 3 » ورأى اين ، غرضى ديگر از اغراض نفساني باعث اين أمور گردد ، از حق ، اعراض كرده باشد « 4 » وطالب امرى ديگر گشته ، واين شرك است .
نظم
جان فروشان بارگاه عدم * خرقه پوشان خانقاه قِدَم
« ما عبدناك » ، اجتهاد همه * « ما عرفناك » ، اعتقاد همه
چنگ در حضرت خداى زده * هرچه جز اوست ، پشت پاى زده
الحديث السّادس [ « أكمل المؤمنين إيماناً أحسنهم خلقاً » ]
قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله « 5 » : « أكمل المؤمنين إيماناً أحسنهم خلقاً » . « 6 »
رافع الويهء كمال ، جامع محامدِ خصال ، متخلّق به اخلاق حضرت اله ، متأدّب به آداب مقرّبان درگاه - عليه الصّلاة والسّلام - مىفرمايد كه : « كاملترينِ مؤمنان در ايمان ، نيكوترين ايشان است در اخلاق » ، يعنى هر مؤمني را كه خلق وخوى أو بهتر ،
هامش
( 1 ) . سورهء قصص ، آيهء 88 .
( 2 ) . ف : + / وامر .
( 3 ) . ف : - كه .
( 4 ) . ف : بود .
( 5 ) . م : صلى اللَّه عليه وسلم .
( 6 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 99 ؛ أمالي الطوسي ، ص 140 ؛ تحف العقول ، ص 47 .