فرمود كه : « خداوند - تبارك وتعالى - يارى بندهء خود ، آن قدر مىكند كه بنده ، يارى برادر مؤمن خويش كند » وآيات ونه أحاديث مُشيرِ بدين معنى ، بسيار وارد است .
پس از اين جا واضح گردد كه نفع رسانيدن به مسلمانان ، بهترينِ سيرتها وافضلِ خصلتها بوَد وضرّ كه خلاف اين نفع مذكور است ، اخبثِ سِيَر واخلاق وموصل به غضب حضرت خلّاق بوَد .
نظم
مپسند به بندگان حق ، بد * تا بد به تو پيش باز نايد
بهر همه خلق ، خير مىخواه * تا خير به تو رسانَد اللَّه
امّا شرك ، دو نوع بوَد : جلى - وآن قبل اين معلوم شد - وخفى - وآن ريا وسُمعَه است - ، وريا آن بوَد كه أمثال طاعات وعبادات وخيرات ، از كسى صادر مىشود « 1 » كه نظر أو بر آن بوَد كه مردم ، آن اعمال از أو ببينند وأو را نيك دانند ، نه آن كه أطاعت امر حق ويا طلب رضاى حاكم مطلق ويا ترغيباً للخلق « 2 » بالأعمال الصالحة ، باعث عزم أو بر ابزار آن افعال شده بود « 3 » وسُمعه ، آن « 4 » كه خواهد كه « 5 » به مردم بشنوانَد به جهت حصول صيت وغيره ؛ وخفى به جهت آن گفتهاند كه در عبادت ، شريك نساخته ؛ بلكه در ارائت « 6 » واسماع ، شريك گردانيده غير را ؛ وبالجملة ، مقصود كلّى فاعل « 7 » از اين هر دو فعل ، تحصيل فوايد دنيوية است وباعث آن ، حبّ دنيا كه سَرِ همهء گناهان ونتيجهء متابعت شيطان است ، چنانچه حضرت پيغمبر - عليه الصلاة والسّلام - از آن خبر مىدهد كه « 8 » : « حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة » « 9 »
[ مصرع ]
در خانه جاى رخت بود يا مجال دوست ؟
هامش
( 1 ) . ف : - مىشود .
( 2 ) . ف : للحق .
( 3 ) . ف : باشد .
( 4 ) . ف : + / بود .
( 5 ) . ف : - كه .
( 6 ) . ف : أرادت .
( 7 ) . ف : فاعلى .
( 8 ) . ف : - كه .
( 9 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 131 ؛ الخصال ، ص 25 ؛ الدرّ المنثور ، ج 6 ، ص 341 .