مىدهد كه « 1 » :
« فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً »
. « 2 »
نقل است كه چون حضرت اللَّه تعالى بر أبو البشر آدم عليه السلام ببخشود ، آنگاه كه در بهشت از ثمرهء آن شجره تناول كرده بود ، آدم عليه السلام به درگاه خداوند تعالى تضرّع كرد وگفت : يا عالم السرّ والخفيّات ! چون تو مىدانستى كه خوردن من از ثمرهء اين شجره ، به طمع خُلود بود ومقصود از خُلود ، آن بود كه از حضرت تو دور نشوم واز عبادت تو محروم نباشم واز لقاى تو بىنصيب نگردم ، پس چرا مرا بدان عتاب فرمودى ؟
خطاب ربّ الأرباب در رسيد كه : اى آدم ! بدان سبب كه تو خُلود را از شجره دانستى نه از ما ودر باطن خود ، شرك آوردى به حضرت ما ومشركان ، مغضوب ومطرودِ درگاه مايند ، مگر آن كسان كه توبه كنند « 3 » و « 4 » ما توبهء ايشان در پذيريم كه « 5 »
« فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ »
. « 6 »
اى سعادتمند ! به اجماع علماى امّت ، حقيقت ايمان ، تصديق دل « 7 » است ؛ وامّا كمال ايمان كه آن مانع است از عذاب نيرانى ووسيلهء بنده است به وصول درجات جناني وفوز انبساط قرب حضرت ربّانى ، منوط است به استحكام چهار ركن : اوّل ، تصديق به دل ؛ دوم ، اقرار به زبان ، سيوم ، عمل به تن ؛ چهارم ، متابعت سنّت نبوي عليه السلام . هركه از اين چهار رُكن ، « 8 » محروم است ، كافر مطلق است
« وَلِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ »
؛ « 9 » وهركه اقرار به زبان دارد وتصديق به قلب « 10 » ندارد ، منافق است وحال أو از كافر ، بَتَر خواهد بود
« إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ »
؛ « 11 » وهركه تصديق به دل واقرار به زبان دارد وبه تن ، عمل نمىكند ، فاسق است ؛ به قدر تقصير در بندگى در دوزخ ، عذاب كشد واقلّ آن ، يك ساعت بود « 12 » وأكثر آن ، هفت هزار سال وآخر ، به
هامش
( 1 ) . ف : - كه .
( 2 ) . سورهء كهف ، آيهء 110 .
( 3 ) . ف : كننده .
( 4 ) . ف : - و .
( 5 ) . ف : - كه .
( 6 ) . سورهء مائده ، آيهء 39 .
( 7 ) . ف : - دل .
( 8 ) . ف : أركان أربعة .
( 9 ) . سورهء بقره ، آيهء 104 ؛ سورهء مجادله ، آيهء 4 .
( 10 ) . ف : دل .
( 11 ) . سورهء نساء ، آيهء 145 .
( 12 ) . ف : باشد .