عظيم وموهبتى جسيم از حضرت مَلِك عليم وخداوند كريم - جلّ شأنه وعَظُم سلطانه - كه به بندگان خود ، عنايت فرموده تا بدين ، به تدريج كمالات كنند وبه معونت اين ، به سلاليم طاعات ومعاريج عبادات ، ارتقا جويند وبر أوج مقامات عاليه ، عروج نمايند وبه مقصد اقصا ومطلب اعلا ، ترقّى فرمايند .
نظم
هست ايمان ، رحمت پروردگار * منتج قرب جوار كردگار
هست ايمان ، نور حّى لا يزال * نور ذات پاك ربّ « 1 » ذو الجلال
نقد ايمان ، نور حىّ مُبدع است * در دل هر مؤمني ، آن مودع است
هر كه دارد اين وديعت را نگاه * گردد « 2 » أو منظور انظار « 3 » اله
وآن كه هست أو « 4 » زين وديعت ، بىنصيب * از خدا دور است وبا شيطان ، قريب
وبدان كه اجر مؤمنان عنداللَّه ، بسيار است ودر كلام الهى وحديث حضرت رسالت پناهى ، جزاى ايشان ، مواعيد حسنهء بىشمار است كه ادناى آن ، سررالسرور « 5 » ومصاحبة الحور است « 6 » در دارالقرار واعلاى آن ، فوز است به لقاى مَلِك جبّار . پس از « 7 » اينجا محقّق گردد كه ايمان ، افضلِ خصال است وشرك كه مفوت اين سعادت ومحبط اين دولت است ، أخبث خلال است ، چنانكه كلام مَلِك علّام ، از آن « 8 » خبر
هامش
( 1 ) . ف : پاك پاك .
( 2 ) . ف : گرد .
( 3 ) . ف : درگاه .
( 4 ) . ف : وآن كه باشد .
( 5 ) . ف : سرير السرور .
( 6 ) . ف : بود .
( 7 ) . ف : - از .
( 8 ) . ف : آن را .