« واللَّه أعلم بحقائق الأمور » . ومىتواند بُود كه مراد آن باشد كه حق تعالى ، بصير است ومنزّه از نگريستن به چشم است .
وَعَلِمَ بما كان قَبْلَ أن يَكُونَ .
اين جا « كان » تامّه واقع شده ، نه ناقصه ؛ يعنى : دانست وداناست بدانچه ثابت ومتحقّق گردد ، وبيشتر از ثبوت وتحقيق آن « هي أنّه ذاتي وأزليّ وأبديّ » بُود . علم أو به جميع اشيا در جميع ازمِنه ، يكسان خواهد بود .
يا مَنْ أرْقَدَني في مِهادِ أمْنِهِ وَأمانِهِ !
« ارقاد » ، خوابانيدن است و « مهاد » ، جمع مهد است ومهد ، گهواره است و « أمان » ، بىخوف بودن ؛ يعنى : اى آن كسى كه خوابانيد مرا در گهوارهء بىخوف بودن وزنهار أو وتشبيه نمود بىخوف بودن را به حال طفل كه در گهواره خواب كرده باشد .
وَأيقَظَني إلى ما مَنَحَني بِهِ مِنْ مِنَنِهِ وَإحْسانِهِ .
« ايقاض » ، بيدار كردن است ومتنبّه ساختن و « مَنْح » ، عطيّه [ دادن ] و « مِنَن » ، جمع منّت است و « مَنّ » انعام واحسان ونيكويى كردن است ؛ يعني : اى آن كسى كه متنبّه وبيدار ساخت مرا از انعامات ونيكويى كردن خود !
وَكَفَّ أكُفَّ السُّوءِ عَنّي بِيَدِهِ وَسُلْطانِهِ .
« كَفَّ » ، باز داشتن و « أكفّ » ، دستها و « سوء » ، بدى كردن ؛ يعنى : اى آن كسى كه بازداشتى دستهاى كس بد را از من ، به دست قدرت خود وغلبهء خود - جلّ قدره وعظم سلطانه - !
صَلِّ اللَّهُمَّ عَلَى الدَّليلِ إلَيْكَ في اللَّيلِ الأَلْيَلِ .
« صلوات » ، از خدا رحمت است ورحمت ، عبارت از افاضهء اوست خير وكمال را و « دليل » راهنماى است و « ليل الْيَل » ، شبِ بسيار تاريك ؛ يعنى : افاضه كن - خدايا - خير افضال وكمال را بر كسى كه راهنماست به سوى شناخت ذات مقدّس وصفات تو در شب تاريك ! وكفر را به شب تاريك تشبيه كرده . چنانچه در شب ديجور
ميراث حديث شيعه — صفحة 354
مساهمون: مهدى مهريزى
ص٣٥٤