جلال وعظمت وملائمه ، فرآهم آوردن است وفرآهم آمدن ، وكيفيت ، جمع أو « كيفيات » است وكيفيّت ؛ به معنى چگونگى است ؛ يعنى : اى آن كسى كه بزرگ است ، از فرآهم آوردن كيفيّات أو ! هيچ كس مطلّع نمىتواند شد بر كيفيات ذات أقدس وصفات مقدّس أو - جلّ جلاله - .
يا مَنْ قَرُبَ مِنْ خواطِرِ « 1 » الظُّنُونِ !
« قُرب » ، نزديكى است و « خواطر » ، جمع خاطر است وخاطر ، عبارت است از انديشه كه در دل آيد و « ظنون » ، جمع ظنّ است وظن ، گمان واينجا مراد از ظن ، تصديق است مطلقاً ، واضافهء خواطر به ظنون بيانيّه است ؛ يعنى : اى آن كسى كه نزديك است به خواطرى كه مقصود از آن ، تصديق است به وجود أو « 2 » ! وما حصل اين دو فقره آن كه از چشم وديدن دور است وبه دل دانستن ، نزديك است .
اى به دل نزديك ودور از ديدهء گريان من * نيستى غايب زماني از دل واز جان من « 3 »
ودر بعضي نسخه ، « خطرات الظنون » واقع شده و « خطرات » ، جمع « خطره » است ، بهمعنى خطور .
وبَعُدَ عَنْ مُلاحَظَة « 4 » العُيُون .
« بَعُدَ » ، دور است و « ملاحظه » ، نگريستن به گوشهء چشم و « عيون » ، جمع عين ؛ يعنى : اى آن كسى كه دور است از نگريستن أو را به گوشه چشمها ! كنايت از ديدن چشم ظاهر باشد مطلقاً ، وغرض از بَعُدَ ، نهايت بُعد بوده باشد ، كه امتناع است از رؤيت حضرت ربّ العزة - جلّ جلاله - به چشم ظاهر وعدم آن ؛ سخن بسيار است
هامش
( 1 ) . در بعضي از كتب ادعيه ، به جاى خواطِر ، « خَطَرات » آمده است .
( 2 ) . نسخه : + / است .
( 3 ) . بوستان خيال ، فدايى ، ص 226 .
( 4 ) . در نسخهء بدل ، « لحظات » آمده است .