بر تصنيف كتابهاى نيكوى حديثي توفيق يافت . در سمرقند ، ساكن شده بود ؛ امّا به [ زادگاهش ] بغداد ، سفري داشت ودر آن جا املاى حديث نمود ودر أصفهان نيز حديث گفت وسپس به سمرقند ، بازگشت .
خود شنيدم كه يوسف بن ايّوب زاهد [ هَمَدانى ( 440 - 535 ق ) ] ، وى را ستود وگفت : « در خاندان على ، فاضلتر از أو نديدهام » .
أو بسيار بخشنده بود . همه سأله براي گروهى از عالمان دين [ در ما وراء النهر ] ، پانصد تا هزار دينار مىفرستاد ومىگفت : « اينها زكات دارايىِ من است وچون من در اين سرزمينْ غريبم ، شما به هر مستحقّى كه مىشناسيد ، برسانيد وبه هر كه داديد ، دست خطّى هم بدهيد كه بيايد واز عُشر محصول غلّهء من نيز سهمى بگيرد » . زكات نقدينهء أو به دهها هزار دينار مىرسيد .
أو نزديك به چهل روستا از نواحي « كَش » « 1 » را در تملّك شخصي داشت ووكلاى أو در اين روستاها ، مرفّهتر ومتشخّصتر از بزرگان سمرقند مىزيستند .
از أبو المعالي محمّد بن نصر خطيب [ مدينى ] « 2 » - كه از همراهان وياران أو بود - به همين ترتيب شنيدم وهمو براي من گفت كه :
هامش
( 1 ) . كَش ، ناحيهاى آباد در ماوراءالنهر ودر شمال منطقهء تاريخي وخوش آب وهواي « سُغد » . مركز آن ، شهر كوچك « كَش » است كه بر سر راه سمرقند به نَسَف ( نخشب ) ودر جنوب سمرقند قرار گرفته وامروزه آن را « شهر سبز » مىگويند . ناحيهء كش ، در قرن پنجم هجرى ، از توابع سمرقند بوده ويكى از دروازههاى سمرقند را بدان مىخواندهاند . سمرقند وكش ، اكنون جزو خاك جمهورى ازبكستاناند ( ر . ك : لغت نامهء دهخدا ؛ فرهنگ فارسي معين ؛ ازبكستان ، ص 48 و 62 ) .
( 2 ) . محمّد بن نصر بن منصور ( 454 - 550 ق ) ، از خُطباى حَنفى سمرقند بود وبجز در محضر شريفبغدادى ، نزد أبو الحسن علي بن محمد بَزدَوى حنفي نيز شاگردى كرد ( ر . ك : الجواهر المضيئة ، ج 2 ، ص 594 وج 3 ، ص 378 - 379 ؛ معجم البلدان ، ج 1 ، ص 409 ذيل « بَزْدَة » ) .