تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
وهمواره نگران آن بودم كه مبادا در نسبِ من به أهل بيت ، خدشه‌اى باشد ؛ امّا چون اين واقعه روى داد ، شاد شدم ويقين كردم كه از همان تبارم » . محمّد بن نصر خطيب ، همچنين گفت : أو از فرزند زادگان زين العابدين علي بن الحسين بود . شنيدم كه به أو غذا ندادند تا از گرسنگى درگذشت . ابوالعبّاس جوهري [ طبري ] نقل كرد : سيد مرتضى [ محمّد بن محمّد شريف بغدادي ] را پس از مرگش در خواب ديدم كه در بهشت بود وپيش روى أو ، خوراكى نهاده بودند . به أو گفتند : ميل نمىكنى ؟ گفت : « نخواهم خورد ، تا فردا كه فرزندم بيايد » . متعجّب شدم . اين قضيّه ، در رمضان سال 492 اتفاق افتاد وهمان روز ، سيد ابوالرضا [ أطهر بن محمّد ] كشته شد . كشته شدن شريف ، بعد از سال 476 وگفته‌اند به سال 480 وبه فرمان خاقان خضر بن إبراهيم اتّفاق افتاد . شريف ، يك بار از سوى خاقان ، به عنوان فرستاده ، به بغداد به نزد القائم بأمر اللَّه « 1 » اعزام شده بود . « 2 » اين شرح حال ، بر أساس نقل ذهبي از سمعانى در اين جا درج گرديد ؛ چرا كه به كتابي از سمعانى كه منبع اطلاعات ذهبي بوده است ، دست نيافتيم . « 3 » با اين حال ، گزارش مشابهى از أحوال
هامش
( 1 ) . خليفهء عبّاسى كه از 422 تا 467 خلافت كرد وپس از مرگش ، نوهء أو : المقتدى باللَّه جانشين أو شد وتا 487 خلافت نمود . خلافت اين دو ، ظاهري بود وسلطنت واقعي را آل بويه وسپس سلجوقيان داشتند ؛ امّا حاكمان أهل سنّت در تمام شرق اسلامى در اين دوره ، مشروعيّت خود را از خليفهء عبّاسى مىدانستند ويا دست كم چنين اظهار مىنمودند ودر خطبه‌ها نام أو را مقدّم مىداشتند ( تاريخ عرب ، ص 594 - 612 ؛ البداية والنهاية ، ج 12 ، ص 98 و 128 ؛ تاريخ تمدّن اسلام ، ص 115 و 325 ) . ( 2 ) . سير أعلام النبلاء ، ج 14 ، ص 50 و 51 . ( 3 ) . اين عبارات سمعانى ، در الأنساب أو يافت نشد وظاهراً ( چنان كه ابن الفُوَطى اشاره مىكند ) ، مربوط به‌كتاب ديگر أو : المُذَيَّل يا الذيل على تاريخ بغداد باشد كه ذهبي از آن نقل كرده است . بسيارى از منقولات ذهبي از سمعانى در سير أعلام النبلاء وتاريخ الإسلام ، برگرفته از الأنساب نيستند .