ايمان . پس تو به ناخوشى مىدارى مردم را تا آنكه نگردند مؤمنان . ونمىباشد براي احدى اينكه ايمان بياورد ، مگر به اذن خدا ، ومىگرداند خدا پليدى را بر آن كساني كه درك اين معنا نمىنمايند .
در حديث وارد شده كه مأمون به حضرت امام رضا عليه السلام گفت كه يا بن رسول اللَّه ! قول بارى تعالى كه فرمود :
« وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ »
إلى قوله تعالى :
« إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ »
چه معنى دارد .
پس حضرت - سلام اللَّه تعالى عليه - فرمود كه حديث كرد مرا پدرم از پدران خود از حضرت أمير المؤمنين - صلوات اللَّه تعالى عليهم - كه گفت : به درستى كه مسلمانان گفتند به حضرت پيغمبر - صلى الله عليه وآله - كه : اى رسول خدا ! اگر اكراه نمايى به كساني كه قدرت رسانيده به ايشان از مردم بر اسلام ، به اين معنا كه ايشان را به جبر به اسلام وادارى ، هر آينهزياد مىشدى عدد ما وتوانايى بههممىرسانديم بر دشمنان خود . پس حضرت - صلوات اللَّه عليه وآله - مضمون اين را فرمودند كه : « نيستم كه آنچه خداى به من نفرموده ، چنان كنم » . پس حضرتِ بارى تعالى ، نازل كرد كه : اى محمّد ! اگر مىخواست پروردگار تو ، هر آينه ايمان مىآورد هركه در زمين است ، به عنوان الجاء واضطرار در دنيا ؛ همچنان كه ايمان مىآورد در وقت ناخوشى ديدن در آخرت واگر اين با ايشان سلوك مىنمودم ، مستحق نبودند از من ثوابي را ، وليكن من اراده كردهام از ايشان اينكه ايمان بياورند ، در حالت اختيار ، نه از روى اضطرار ، تا اينكه مستحق شوند از من زلفى وكرامت وهميشگى ماندن در بهشت خلد را . آيا پس تو به اكراه مىدارى مردم را تا اينكه بگردند مؤمنان ؟
وامّا قول بارى تعالى :
« وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ »
. پس نيست بر سبيل حرام داشتن ايمان بر أو ؛ وليكن به اين معناست كه نيست براي نفس اينكه ايمان بياورد ، مگر به اذن خدا ، واذن خدا ، امر اوست - جلّ ذكره - واين نبوده كه