بر اين مذهب بوده وهستند وأصل دعوى ايشان ، آن است كه مىگويند : فرقْ ميان حركت دست صحيح ورعشهدار هست ؛ امّا به اين روش كه دست صحيح ، كارى را [ كه ] مىكند به قدرت خود مىكند وقدرت بنده حاصل مىشود با كردن كارى ، نه اينكه پيش از كردن كارى باشد ، امّا اين قدرت را تأثيرى در كار نيست ؛ بلكه هر كارى مىشود ، به قدرت غالبهء الهى وبس ودست رعشهدار ، قدرت آن را ندارد . پس فرق ميان دست صحيح ودست رعشهدار ، يافت شد .
مخفى نماند كه اين طايفه ، چون مطّلع بر ناخوشى مذهب جهيميّه شدند ، ظهور بطلان وركاكت آن را شنيدهاند ، براي خلاصي از آن قبايح ، وضع اين مذهب نمودهاند ومع هذا ، آنچه بر جُهيميّه از قبايح وناخوشىها لازم مىآمد ، بر اين طايفه نيز لازم مىآيد وبه هيچ [ وجه ] ، رفع اسناد ظلم وعجز وعدم حكمت از جناب الهى نمىتواند شد ، براي اينكه قدرتى را كه بنده داشتهباشد ، به هيچ وجه آن قدرت را تأثيرى نباشد ؛ بلكه تأثير را قدرت ديگرى مىكردهباشد ، از وقوع تأثيرى كه به قدرت ديگرى باشد ، يا از قدرتى كه تأثيرى در آن نباشد ؛ چه ، تقصير بر بنده لازم مىنمايد كه به سبب آن بايدش به جهنّم رفت واين مذهب ، بالمآل ، أصل مذهب جهيميّه است وبعضي ديگر از ادلّهء بطلان اين نيز مذكور مىشود ، ان شاء اللَّه تعالى .
چهارم ، مذهب قاضى باقلانى « 1 » است كه يكى از سنّيان است وأو مىگويد كه أصل ذات افعال از جناب الهى است ؛ امّا نسبت به بندگان يا طاعت است يا معصيت ، مثلًا مىگويند كه نماز كردن وقمار باختن ، هر دو شريكاند در اينكه حركتي وكارىاند ؛ امّا يكى نماز كردن است وديگرى قمار باختن وأصل
هامش
( 1 ) . أبو بكر محمّد بن الطيّب بن محمّد بن جعفر ( 338 - 403 ق ) از بزرگان علماى كلام اشاعره است . أو در بصرهمتولد گرديد ودر بغداد زندگى كرد ودر همان جا از دنيا رفت واز جمله مصنفاتش : « الإنصاف » ، « إعجاز القرآن » ، « دقائق الكلام » و « كشف أسرار باطنيه » است ( همان ، ج 6 ، ص 176 ) .