تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
را در آن ، دخلى نيست ومعصيتي هم كه مىكند ، به مشيّت وخذلان خدا نيست تا اينكه بعضي از معتزله گفته‌اند كه عين كار بنده ، مقدور خدا نيست وبعضي گفته‌اند : مثل فعل بنده ، غير مقدور خداست ؛ وبالجملة ، اين طايفه ، معتزله را مفوّضه گويند ، براي اينكه معتقد اين طايفه آن است كه حقّ تعالى ، كار هر كس را به خودش واگذاشته وهركس در هر كارى كه مىكند ، مستقل است به حيثيتي كه در طاعت ، محتاج به توفيق وعصمت خدا نيست ودر معصيت ونافرمانى ، خواهش بنده بر خواهش الهى زورآور مىشود وبه هيچ وجه خذلان خدا را در آن ، دخل نيست . علي بن إبراهيم در تفسير خود ، نقل كرده كه معتزله مىگويند بنده ، خالق فعل خود است وخدا را در آن دخلى نيست ؛ بلكه آنچه خدا خواهد ، نمىشود وآنچه إبليس خواهد ، مىشود « 1 » . سخافت وناخوشى اين مذهب نيز عقلًا ظاهر است ، براي اينكه [ اين ] طايفه ، سلب قدرت از جناب الهى - جلّ ذكره الأعلى - مىنمايند وبنده ضعيف را در توانايى بر أمور عظيمه ، مستقل مىدانند ورفع احتياج در اقدام به طاعات از پروردگار عالميان مىكنند وهر عقلي ، حكم بر بطلان اين مذهب مىنمايد ودر آيات قرآني وأحاديث متواتره ، خلاف اين واقع است . حقّ تعالى مىفرمايد :
« وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ »
« 2 » . يعنى اگر پروردگار تو مىخواست ، هر آينه ايمان مىآورد ، هركه در زمين است ، به تمامى ؛ يعنى اگر خدا مىخواست ، مجبور مىكرد همهء مردم را به
هامش
( 1 ) . تفسير القمي ، مؤسسة دار الكتاب للطباعة والنشر ، ج 1 ، ص 23 . ( 2 ) . سورهء يونس ، آيهء 100 .