هرگاه كاردى را بدون اختيار آدمي در دست اين كس بر گلوى كسى زند وأو را بكشد وبعد از آن به إزاء اين امر ، بي اختيار آدمي را به جهنّم ببرد كه چرا فلان را من در دست تو بدون اختيار تو كشتم واين محض ظلم خواهد [ بود ] وبعد از آنكه خداوند عالميان - جلّ ذكره - ظالم باشد ، عاجز نيز خواهد بود ؛ براي اينكه ظلم را به غير عاجز نمىكند وديگر اينكه لازم مىآيد كه كارهاى الهى - جلّ ذكره - بر وفق حكمت نباشد ، براي آنكه آنچه خواهد از خير وشر در دست مردم جارى مىكند ، ديگر پيغمبران را مبعوث كردن وبهشت ودوزخ آفريدن وثواب وعقاب قرار دادن وكرام الكاتبين را بر بندگان گماشتن ، عبث وبي فايده خواهد بود وبالآخرة منجر به ظلم مىشود ، نعوذ باللَّه ، واين رويه ، چنانكه مذكور شد ، موافق عقل در بطلان آن شبههاى نيست ودر قرآن مجيد ، حضرت بارى تعالى در چند جا اسنادِ افعال به عباد ورفع ظلم از جناب كبريايى خود مىنمايد . از جمله در سورهء مباركه يونس ، خطاب به حضرت پيغمبر - صلى الله عليه وآله - مىفرمايد :
« ومنهم من يستمع إليك ، أفأنت تسمع الصمّ ، ولو كانوا لا يعقلون ومنهم من ينظر إليك ، أفأنت تهدى العمى ولو كانوا لا يبصرون إنّ اللَّه لا يظلم الناس شيئاً ولكنّ الناس أنفسهم يظلمون » « 1 » .
وبعضي ديگر از أحاديث واخبار وادلّه در ابطال اين مذهب در طي تحقيق مذهب حقّ ، ان شاء اللَّه تعالى ، مذكور مىشود .
سيّم : مذهب اشاعره است ومخترع آن ، أبو الحسن اشعرى است « 2 » وأكثر سنّيان
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آية 42 - 44 .
( 2 ) . أبو الحسن علي بن إسماعيل اشعرى ( 260 - 324 ق ) از نسل أبو موسى اشعرى ، مؤسّس مذهب اشاعره وپيشواى اين عقيدهء كلامي است . أو در بصره متولد شد ودر اوّل كار بر مذهب معتزلي بود وبعداً از آن مذهب برگشت ومذهب خود را معرّفى نمود ودر بغداد از دنيا رفت . مىگويند كه عدد مصنّفات وى به سيصد مىرسد واز جمله مصنّفاتش : « الرد على المجسّمه » ، « مقالات الإسلاميين » و « الإبانة عن أصول الديانة » است ( همان ، ج 4 ، ص 263 ) .