ومعناى كلام برين تقدير اين نوع خواهد بود كه بنشان خداوندا ، به جهت عظمت وبزرگى خود در زمين آب خورده دل من ، نهال هاى خشوع وخضوع را ؛ واين معنا ظاهرتر است .
[ 22 ] ( وأجر اللّهمّ لهيبتك 22 من آماقي زفرات الدّموع )
« اجرإ » روان كردن است و « هيبت » ترس و « آماق » جمع موق است وموق گوشه چشم است از طرف بيني ، و « زفرات » جمع زفره وزفره حرارت و « دموع » جمع دمع است ودمع أشك . ومعناى كلام اين است كه : روان گردان به واسطه ترس خود از كنج هاى چشم من أشك هاى گرم را .
[ 23 ] ( وادّب اللّهمّ نزق الخرق منّي بأزمّة القنوع )
« تأديب » به صلاح آوردن است و « نزق » به فتح أول وسكون ثاني خفت است و « خرق 23 به فتح أول وثاني شره نفس است وعدم قناعت و « ازمّه » جمع زمام است وزمام مهار و « قنوع » به معناى قناعت است . ومعناى [ كلام ] آن است كه : اصلاح كن خداوندا سبكى نفس مرا ، كه به واسطه عدم قناعت اوست به زمام هاى قناعت ؛ يعنى به قناعت اصلاح آن سبكى كن .
[ 24 ] ( الهي ان لم تبتدئني الرّحمة منك بحسن التّوفيق فمن السالك بي إليك في واضح الطّريق )
« بدايت » اين جا به معناى سبقت است و « حسن » نيكى است و « توفيق » مهيا ساختن أسباب كارى است و « سالك » رونده است و « واضح » روشن است . ومعناى كلام آن است كه : خداوندا اگر سبقت نگرفت رحمت تو بر من ومهيا نساختى أسباب مرادات من مهيا ساختن نيكو ، پس كه برنده بودى مرا به راه روشنى كه سبب وصول به مقصودات ومطلوبات صوري ومعنوي ودنيوي واخروى من شدى .
هامش
22 . بهيبتك ( خ ل ) .
23 . ب : در نسخه أصل خرق به ضم خاء معجمه ورا مهمله نوشته شده بود .