[ 34 ] ( وعلّقت بأطراف حبالك أنامل ولآئي )
ودرآويختم به طرف هاى دست هاى تو سرهاى انگشتان محبت خود را ؛ يعنى محبت ودوستى كه مرا بوده به حضرت تو ، وسيله أموري شد كه هر يك از آن أمور موجب تقرب اند به حضرت تو .
[ 35 ] ( فاصفح اللّهمّ عمّا كان 33 أجرمته من زللي وخطائى 34 )
پس درگذر خداوندا از گناهانى كه واقع شده از من .
[ 36 ] ( وأقلني من صرعة دآئي )
عفو كن از من گناهانى را كه سبب هلاك من اند .
[ 37 ] ( إنّك سيّدي ومولاي )
پس به درستى كه تو آن كسى كه فرمان بردارى تو بر من فرض است وتو خداوند منى .
[ 38 ] ( ومعتمدي ورجائي وأ نت غاية مطلوبي 35 ومناي في منقلبي ومثواي )
وتكيه بر لطف وكرم تو كرده أم وتو نهايت آرزوهاى منى در دنيا وآخرت .
[ 39 ] ( إلهي كيف تطرد مسكينا التجأ إليك من الذّنوب هاربا )
خداوندا ، چگونه برانى مسكينى را كه پناه آورده است به درگاه تو ، وحال آن كه گريزنده است از گناهان خود ؟
[ 40 ] ( أم كيف تخيّب مسترشدا قصد إلى جنابك ساعيا 36 )
يا چگونه نوميد گردانى طالب راه راست را كه قصد كرده است به سوى درگاه تو ؟
[ 41 ] ( أم كيف تردّ ظمآن ورد إلى 37 حياضك شاربا )
يا چگونه برگردانى تشنه را كه آمده است به سوى حوض هاى آب رحمت تو كه مى
هامش
33 . كنت ( خ ل ) .
34 . ب : خطاء .
35 . مطلوبى ( خ ل ) .
36 . صاقبا ( خ ل ) .
37 . على ( خ ل ) .