تو در شب تاريك كفر وضلالت . ومراد أزين راهنما حضرت رسالت است - صلى اللّه عليه وآله وسلم - .
[ 15 ] ( والماسك 17 من أسبابك بحبل الشّرف الأطول )
« ماسك » چنگ در زده است و « أسباب » جمع سبب است وسبب آن است كه ، وسيله حصول چيزى شود و « حبل » ريسمان است و « شرف » بزرگى است و « أطول » درازتر . ومعناى كلام اين است كه : رحمت كن خداوندا بر كسى كه چنگ در زده از ميان سبب هاى تو ، كه وسيله شرف دنيا وآخرت مى شوند به سبب شرفى كه سبب شرف رفيع ترين سبب هاست . ودرين كلام أشارت است بدان كه ، حضرت رسالت - صلى اللّه عليه وآله وسلم - أفضل است از ملائكة .
[ 16 ] ( والنّاصع الحسب في ذروة الكاهل الأعبل )
« ناصع » خالص است و « حسب » آن است كه شماره كنند از فضل خود وفضل پدران خود و « ذروه » و « كاهل » هر دو بلندى است و « اعبل » سنگ سفيد است ومراد اين جا ظاهر ومكشوف است . ومعناى كلام آن است كه : رحمت كن خداوندا بر كسى كه خالص است حسب أو ، يعنى كمالات أو از آميختگى شك وريب ، چنين كمالاتى كه واقع است در بلندى كه ظاهر ومكشوف است بر همه خلق .
[ 17 ] ( والثابت القدم على زحاليفها في الزّمن الأوّل )
« ثابت » به معناى استوار است و « زحاليف » جمع زحلوفه است وزحلوفه لغزيدن است و « زمن » به معناى زمان است . ومعناى كلام اين است كه : رحمت كن خداوندا بر كسى كه ثابت واستوار بود قدم عدل كامل أو ، از لغزيدن در زمان أول ؛ يعنى أول فطرت وهرگاه در أول فطرت كه زمان نقصان عقل است ، عقل آن حضرت محفوظ باشد از لغزيدن وميل نكند از نهج قويم وطريق مستقيم ، در باقي أزمنة كه زمان كمال عقل است ، به طريق أولى 18 محفوظ خواهد بود از لغزيدن . پس خلاصه كلام آن خواهد بود كه ، هميشه
هامش
17 . المتمسّك ( خ ل ) .
18 . ب : أول .