تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
گشت تا وقتي كه زمان در رسد اين رو بيان زبانش در طي مكامن اخفاء استار اسرار مشاراليه گشته ووضع همايونش ظاهر ومبين است .
به جرعه تو سرم مست گشت ، نوشت باد * خود از كدام خم است اين كه در سبو دارى
واگر از اين رقوم چيزى مشكل ماند ، رجوع به جداول البحر كه در مفاحص 35 ثبت گشته نمايد ، تا روشن گردد . « أنا النقطة التي تحت الباء » واما اين وجهت كه افصاح از نقدي نموده كه آفتاب كمال ناب از مشرق عيارش سرزند وتيغ أشعة ظلم زداش پرتو أنوار بر عالم وعالميان اندازد وچون آن عين كه مودّاى اين وجهست كه شيمه كريمه اش بر تخت ظهور واظهار خراميدن است . هر آينه به زبان افصاح به آن تصريح نموده ، چنانچه السنة آيات وأحاديث همه مؤيد آن است .
رهنورد بيان بسى تندست * ترسم از دست من عنان بجهد
وجهي چند كه در طي اين حروف وعبارت سحر آفرين مدرّج است ، آنچه الجالة هذه بر جريده 36 مشاعر ثبت بود صورت تحرير يافت تا طالبان هوشمند را از مائده زمان ماحضرى باشد ؛
ز قندى سخن پخت حلوا كمال * ببينيد ياران كه چون آمدست
وصلّى الله على محمد وآله وسلم . تمّ الكتاب
هامش
35 . مفاحص : همان طور كه اشاره شد يكى از آثار مهم مؤلف در علم حروف است وجداول البحر يكى از مباحث كتاب مذكور است . 36 . جريده : دفتر .