تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
واز اين رو در كلمه اوّل بر وجه اظهر اشاره به وضع معروف وزبان شريفش شده نزد كسى كه بر اين زبان واقف باشد ، نه هر كس ؛
تو چه دانى زبان مرغان را * كه نديدى شبى سليمان را

[ پايه نهم ]

« أنا النقطة التي تحت الباء » ودر اين وجه اشعار به هنگامى است ، كه تباشير 31 صبح ولايت از أفق ادوار وأطوار ظاهر گردد وهمگنان ، سر از جيب 32 عطلت ، وخواب بطالت كه عبارت از اشتغال بمالا يعني است ، يعنى آن علوم واعمال كه نقود قبولش به سكّه محمدي ( ص ) ، ونشان هدايت نشانش ، نرسيده بردارند ؛
اى نور ديده دور ظهور ولايت است * دفتر در آب شوى چه جاى حكايت است
وچون آن عيان كه از آثار أنفاس شريفشان آن صبح دميده بر صدر وپيشگاه ظهور بنشستند ومقرف 33 زمان جاى ايشان را در مكامن خمول كرده هرآينه زبان أشارت تيز در طي مساترة 34 واخفاء بدان تعبير نموده .
هر لغتى كان به زبان دل است * ترجمه اش هم به بيان دل است

[ پايه دهم ]

« أنا النقطة التي تحت الباء » اين وجهي است كه زبان برهان بيانش از نقدي نشان مى دهد كه روشنايى آفتاب حكمت پرتو از أو مى تابد وچون اين عين از كمال عزّت وجلال عظمتش از آن نيست كه ديده عادت پرستان ظلمت آباد طبيعت كه سيل رسوم گوئى پرده بينايى ايشان گشته قدرت آن داشته باشد كه أشعة ادراكش پيرامون سرادق قدر آن تواند
هامش
31 . تباشير : جمع تبشير ، مژده ؛ بشرى : روشنايى أول صبح . 32 . جيب : گريبان . 33 . مقرف : زشت ، بدنما ، نازيبا . 34 . مساترة : جمع مستورة ، پوشيده وپنهان .