تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
به تحريك خطوات جدّ واجتهاد عبد به حصول رسيده وشك نيست كه هر كمال كه افعال وأحوال عبد را در استحصال واستنتاج آن دخلى باشد از شوائب عقود تقييدى خالى نخواهد بودن ، چه هر چند بروز حقايق علمي ومعارف تعينى 23 از شاخسار مراتب وجودي عبد ومشاعر اصلى أو صورت مى تواند بست ، وليكن چون آبشخور 24 از جويبار أكوان عدمي دارد ، وپرورش از ظلمت آباد غياهب 25 امكاني گرفته البتة از تاريكى أكوان خالى نخواهد بودن ؛
آفتابى ببايد أنجم سوز * به چراغ تو شب نگردد روز

[ پايه هفتم ]

طريقي أسنى در تحصيل كمالات انساني همين أوضاع حروف آسمانيست ، كه أنوار هدايت وآثارش از مشرق رسالت أنبياء اولوالعزم تابنده است ، وهيچ گونه تعمّل 26 وكسب عبد را در آن دخلى نيست . « دولت آن است كه بي خون دل آيد به كنار » بل آنچه عبد را ضرورت است كه به اقدام جدّ واجتهاد در تكاپوى صدور آن اقدام نمايد ، آن است كه مشكاة مشاعر ادراكي وزجاجه مذاوق نماى انظار عقلي از دنس امتزاجات خارجي كه عبارت از عقايد تقليدى ورسوم استحسانات عاديست كه مقتضاى طبايع منهمكان 27 به وادى غفلت ، وشيمه پسنديده ابناي زمان همان است پاك گرداند وديدگان بصيرت را نگذارد كه أمثال اين حجب پرده بينائى أو گردد واز مقتضاى نص :
يا أَيُّهَا النَّاسُ *
« قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَما أَنَا
هامش
23 . « يقيني » در نسخه دانشكده أدبيات . 24 . آبشخور : جايى از رود ويا نهر ويا حوض كه از آن آب توان خورد يا برداشت . 25 . غياهب : جمع غيهب ، تاريكى وسياهى شديد أسب . 26 . تعمل : رنج بردن در كار - از خود كارى گرفتن . 27 . منهمكان : جمع منهمك سرگرم شده وكوشنده دركارى .