فيه العقول العشرة ، ولكنّها ليس من مذهبنا معشر الإماميّة ، وما كتبه فيه فهو بالفارسيّة ، ونحن نذكره بعينه .
« باب دوم در بدايت فطرت موجودات : بدانكه حق - سبحانه وتعالى - أول چيزى كه بيافريد عقل بود ؛ قوله - عليه السلام - : « اوّل ما خلق اللّه العقل » 24 وعقل را سه معرفت عطا گردانيد : أول معرفت خود ، دوم معرفت حق ، سيم معرفت احتياج أو بحق واز هر معرفت چيزى در وجود آمد از معرفت خود نفس ديگر واز معرفت حق عقل ديگر پيدا شد واز معرفت احتياج أو بحق جسمي ديگر پيدا شد واز عقل كل همين پيدا شد واز عقل دوم سه معرفت پيدا شد واز آن سه معرفت أو هم بدين طريق عقلي ديگر ونفسي ديگر وجسمي ديگر پيدا شد تا نه مرتبه پس نه عقل ونه نفس ونه جسم پيدا شد وآن نه جسم ، نه فلكند وآن نه نفس نه نفوس فلك است ونه عقل ، نه عقول أفلاك است .
پس هر فلكى را عقلي ونفسي وجسمي باشد وفلك أول را عرش گويند وفلك اطلس را فلك الأفلاك وجسم كلى گويند وفلك دوم را كرسي گويند وفلك البروج وفلك ثوابت نيز گويند وفلك ديگر كه در زير اوست ، فلك زحل گويند وفلك ديگر را مشترى وفلك ديگر را فلك شمس وفلك ديگر را فلك زهره وفلك ديگر را فلك عطارد وفلك ديگر را فلك قمر وفلك قمر را عقل فعّال گويند ونفس أو را واجب الصور .
وبعد از اين فلك ها را عناصر أربعة يعنى آتش وهوا وآب وخاك درهم پيدا شد . بعد از آن به فرمان حق تعالى كواكب وأفلاك عناصر أربعة را در هم سرشتند از ازدواج وامتزاج ايشان مواليد سه گانه پيدا شد يعنى معادن ونباتات وحيوانات بعد از آن مجموع انسان پيدا شد وهر چه در اين عالم پيدا شد همه به تأثير كواكب باشد . بأمر حق تعالى وكواكب هم بندگان اويند وروز وشب تسخير اويند وبه فرمان أو كار مى كنند » 25 .
هامش
24 . الرواشح السماوية ، ص 35 ، وص 202 ؛ بحارالأنوار : ج 58 ، ص 212 ، روايت 60 ؛ بحارالأنوار : ج 1 ، ص 98 ، روايت 8
25 . اين كتاب به طبع نرسيده است .